rumps

[ایالات متحده]/rʌmps/
[بریتانیا]/rʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت عقبی یک حیوان؛ قسمت باقی‌مانده؛ گوشت از قسمت عقبی؛ حامیان سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

beef rumps

ران 牛肉

pork rumps

ران گوشت خوک

rump roast

گوشت کبابی رُمپ

rump steak

استیک رُمپ

rump cap

سر ران

rump trim

تیغه‌زنی ران

rump muscle

عضله ران

rump fat

چربی ران

rump chops

قطعات ران

rump cuts

برش‌های ران

جملات نمونه

she gently patted the rumps of the horses.

او به آرامی به باسن اسب ها دست زد.

the dogs wagged their tails and showed their rumps.

سگ ها دم هایشان را تکان دادند و باسن هایشان را نشان دادند.

he noticed the rumps of the deer as they dashed through the forest.

او باسن های گوزن ها را در حالی که از میان جنگل عبور می کردند متوجه شد.

farmers often check the rumps of cattle for health issues.

کشاورزان اغلب باسن گاوها را برای بررسی مشکلات سلامتی بررسی می کنند.

the children laughed as they played tag, chasing each other's rumps.

بچه ها در حالی که بازی برچسب بازی می کردند و تعقیب باسن یکدیگر می کردند، خندیدند.

during the show, the dancers highlighted their rumps with flashy costumes.

در طول نمایش، رقصندگان با لباس های چشمگیر، باسن های خود را برجسته کردند.

the vet examined the rumps of the pigs for any signs of illness.

دامپزشک باسن خوک ها را برای بررسی علائم بیماری معاینه کرد.

in the wild, animals often protect their rumps while grazing.

در طبیعت، حیوانات اغلب در هنگام چرا، باسن خود را محافظت می کنند.

she wore a dress that accentuated her rumps beautifully.

او لباسی پوشیده بود که باسن هایش را به زیبایی برجسته می کرد.

the trainer used treats to encourage the dogs to show their rumps.

مربی از خوراکی ها برای تشویق سگ ها به نشان دادن باسن هایشان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید