rundowns

[ایالات متحده]/ˈrʌnˌdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈrʌnˌdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گزارش خلاصه; کاهش; تقطیر کند; کاهش; خلاصه برنامه
adj. فرسوده; تخلیه شده

عبارات و ترکیب‌ها

daily rundowns

گزارش‌های روزانه

weekly rundowns

گزارش‌های هفتگی

quick rundowns

گزارش‌های سریع

news rundowns

گزارش‌های خبری

project rundowns

گزارش‌های پروژه

event rundowns

گزارش‌های رویداد

team rundowns

گزارش‌های تیم

status rundowns

گزارش‌های وضعیت

summary rundowns

گزارش‌های خلاصه

meeting rundowns

گزارش‌های جلسه

جملات نمونه

we need to prepare the rundowns for the meeting.

ما باید خلاصه‌های جلسه را آماده کنیم.

the teacher provided us with the rundowns of the lesson.

معلم خلاصه‌های درس را در اختیار ما قرار داد.

can you send me the rundowns for the project updates?

می‌توانید خلاصه‌های به‌روزرسانی پروژه را برای من ارسال کنید؟

he always writes detailed rundowns for his presentations.

او همیشه خلاصه‌های مفصلی برای ارائه های خود می‌نویسد.

the rundowns include all the key points we need to discuss.

خلاصه‌ها شامل تمام نکات کلیدی است که باید در مورد آنها بحث کنیم.

before the event, we will finalize the rundowns.

قبل از رویداد، خلاصه‌ها را نهایی خواهیم کرد.

she asked for the rundowns to prepare for the interview.

او برای آمادگی برای مصاحبه درخواست خلاصه‌ها را کرد.

the rundowns help us stay organized during the conference.

خلاصه‌ها به ما کمک می‌کنند در طول کنفرانس سازماندهی بمانیم.

make sure to include the rundowns in the report.

مطمئن شوید خلاصه‌ها را در گزارش بگنجانید.

the rundowns were distributed to all team members.

خلاصه‌ها بین تمام اعضای تیم توزیع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید