ruptura

[ایالات متحده]/ˈrʌptʃə/
[بریتانیا]/ˈrʌptʃər/

ترجمه

n. شکاف یا پارگی در یک ساختار

عبارات و ترکیب‌ها

ruptura de contrato

فسخ قرارداد

ruptura de confianza

از دست دادن اعتماد

ruptura emocional

شکستگی عاطفی

ruptura de relaciones

پایان رابطه

ruptura repentina

شکستگی ناگهانی

ruptura de paz

از بین بردن صلح

ruptura física

شکستگی فیزیکی

ruptura social

شکستگی اجتماعی

ruptura interna

شکستگی درونی

ruptura estructural

شکستگی ساختاری

جملات نمونه

there was a ruptura in their relationship.

یک جدایی در رابطه آنها وجود داشت.

the ruptura of the agreement caused confusion.

جدایی توافق باعث سردرگمی شد.

she felt a profunda ruptura in her trust.

او یک جدایی عمیق در اعتماد خود احساس کرد.

his sudden departure created a ruptura in the team.

رفتن ناگهانی او باعث ایجاد یک جدایی در تیم شد.

the ruptura of the cable led to a power outage.

جدایی کابل منجر به قطع برق شد.

a ruptura in the supply chain affected production.

یک جدایی در زنجیره تامین بر تولید تأثیر گذاشت.

they worked hard to heal the ruptura between friends.

آنها سخت تلاش کردند تا جدایی بین دوستان را التیام بخشند.

the ruptura in communication was evident.

جدایی در ارتباط آشکار بود.

she experienced a ruptura in her career.

او یک جدایی در شغل خود تجربه کرد.

the ruptura of trust can take time to rebuild.

بازسازی اعتماد ممکن است زمان ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید