rustler

[ایالات متحده]/'rʌslə/
[بریتانیا]/ˈr ʌs l..ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزد دام؛ دزد اسب؛ یک شرکت‌کننده فعال در فعالیت‌های جنایی.
Word Forms
جمعrustlers

جملات نمونه

The rustler stole the cattle from the ranch.

رانچرهای دزد، گاوها را از مزرعه دزدید.

The sheriff caught the rustler red-handed.

معاون الکحل دزد را در حالی که دستش به خون آلوده بود دستگیر کرد.

The rustler was sentenced to prison for his crimes.

به دلیل جنایاتش به حبس محکوم شد.

The rustler's gang operated in the remote areas of the countryside.

گنگ دزد در مناطق دورافتاده حومه فعالیت می‌کرد.

The ranchers banded together to protect their livestock from rustlers.

رانچرهای با هم متحد شدند تا گله‌های خود را از دزدان محافظت کنند.

The rustler disguised himself as a ranch hand to blend in.

دزد خود را به عنوان یک کارگر مزرعه درآورد تا با محیط ترکیب شود.

The rustler's horse was known for its speed and agility.

اسب دزد به دلیل سرعت و چابکی‌اش مشهور بود.

The rustler's hideout was well-hidden in the mountains.

مخفیگاه دزد در کوه‌ها به خوبی پنهان شده بود.

The rustler's activities were a constant threat to the local farmers.

فعالیت‌های دزد تهدید دائمی برای کشاورزان محلی بود.

The rustler's capture brought relief to the ranchers in the area.

دستگیری دزد باعث آرامش خاطر رانچرهای منطقه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید