stuck in ruts
در چاله ها گیر افتاده
break the ruts
شکستن چاله ها
fall into ruts
افتادن در چاله ها
avoid the ruts
اجتناب از چاله ها
find new ruts
یافتن چاله های جدید
change the ruts
تغییر چاله ها
identify ruts
تشخیص چاله ها
overcome ruts
غلبه بر چاله ها
create ruts
ایجاد چاله ها
he felt stuck in a rut at work.
او احساس میکرد در کار در یک چاله گیر کرده است.
they tried to break out of their daily ruts.
آنها سعی کردند از چاله های روزمره خود خارج شوند.
it's easy to fall into ruts in your routine.
به راحتی می توان در روال خود در چاله ها افتاد.
she wanted to avoid getting into a rut with her fitness.
او نمیخواست در مورد تناسب اندام خود در یک چاله قرار بگیرد.
ruts can make life feel monotonous.
چاله ها می توانند باعث شوند زندگی یکنواخت به نظر برسد.
they decided to shake things up and escape their ruts.
آنها تصمیم گرفتند اوضاع را تغییر دهند و از چاله های خود فرار کنند.
finding new hobbies can help you avoid ruts.
پیدا کردن سرگرمی های جدید می تواند به شما کمک کند از چاله ها دوری کنید.
he realized he was in a rut and needed a change.
او متوجه شد که در یک چاله گیر کرده و به تغییر نیاز دارد.
traveling can help you get out of a rut.
سفر می تواند به شما کمک کند از یک چاله خارج شوید.
she often finds herself in creative ruts.
او اغلب خود را در چاله های خلاقیت می یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید