ruts

[ایالات متحده]/rʌts/
[بریتانیا]/rʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیارها یا مسیرهایی که به وسیله استفاده مکرر ایجاد شده‌اند؛ روال‌ها یا عادات تثبیت شده

عبارات و ترکیب‌ها

stuck in ruts

در چاله ها گیر افتاده

break the ruts

شکستن چاله ها

fall into ruts

افتادن در چاله ها

avoid the ruts

اجتناب از چاله ها

find new ruts

یافتن چاله های جدید

change the ruts

تغییر چاله ها

identify ruts

تشخیص چاله ها

overcome ruts

غلبه بر چاله ها

create ruts

ایجاد چاله ها

جملات نمونه

he felt stuck in a rut at work.

او احساس می‌کرد در کار در یک چاله گیر کرده است.

they tried to break out of their daily ruts.

آنها سعی کردند از چاله های روزمره خود خارج شوند.

it's easy to fall into ruts in your routine.

به راحتی می توان در روال خود در چاله ها افتاد.

she wanted to avoid getting into a rut with her fitness.

او نمی‌خواست در مورد تناسب اندام خود در یک چاله قرار بگیرد.

ruts can make life feel monotonous.

چاله ها می توانند باعث شوند زندگی یکنواخت به نظر برسد.

they decided to shake things up and escape their ruts.

آنها تصمیم گرفتند اوضاع را تغییر دهند و از چاله های خود فرار کنند.

finding new hobbies can help you avoid ruts.

پیدا کردن سرگرمی های جدید می تواند به شما کمک کند از چاله ها دوری کنید.

he realized he was in a rut and needed a change.

او متوجه شد که در یک چاله گیر کرده و به تغییر نیاز دارد.

traveling can help you get out of a rut.

سفر می تواند به شما کمک کند از یک چاله خارج شوید.

she often finds herself in creative ruts.

او اغلب خود را در چاله های خلاقیت می یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید