rutting

[ایالات متحده]/rʌt/
[بریتانیا]/rʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.روال
تمایل جنسی
فصل جفت‌گیری
شکاف
vt.در شکاف ایجاد کردن
vi.به گرمی رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

in a rut

در چاه افتادن

جملات نمونه

the EC was stuck in a rut and was losing its direction.

کمیسیون اروپا در یک رکود گیر کرده بود و مسیر خود را از دست داده بود.

The farm carts have worn ruts in the lane.

چرخ‌های مزرعه، چاله های فرسوده ای در مسیر ایجاد کرده اند.

The ruts must be filled in so that traffic can pass.

چاله ها باید پر شوند تا ترافیک عبور کند.

I suddenly realized one day that I’d been in a rut for years: same job, same flat, same friends, same holiday every year …

من ناگهان یک روز متوجه شدم که سالها در یک چاله بودم: شغل یکسان، آپارتمان یکسان، دوستان یکسان، تعطیلات یکسان هر سال ...

Musty during rut, the tusker named Dhanapalaka is uncontrollable. Held in captivity, the tusker does not touch a morsel, but only longingly calls to mind the elephant forest.

در طول فصل جفت گیری، فیل نر به نام داناپالاکا غیرقابل کنترل است. در اسارت، فیل نر حتی ذره ای غذا نمی خورد، بلکه فقط با دلتنگی جنگل فیل ها را به یاد می آورد.

stuck in a rut

در چاله گیر افتاده

fall into a rut

وارد یک چاله شوید

break out of a rut

از یک چاله خارج شوید

in a rut at work

در یک چاله در محل کار

feel like you're in a rut

احساس می کنید در یک چاله هستید

rut of bad habits

چاله عادت های بد

get stuck in a rut

در یک چاله گیر کنید

break free from a rut

از یک چاله آزاد شوید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید