saberteeth

[ایالات متحده]/ˈseɪbəˌtiːθ/
[بریتانیا]/ˈseɪbərˌtiθ/

ترجمه

n. ببر دندان شمشیری

عبارات و ترکیب‌ها

saberteeth fossils

فسیل‌های دندان خنجری

saberteeth species

گونه‌های دندان خنجری

saberteeth skull

جمجمه دندان خنجری

saberteeth predator

شکارچی دندان خنجری

saberteeth teeth

دندان‌های دندان خنجری

saberteeth habitat

زیستگاه دندان خنجری

saberteeth remains

آثار باستانی دندان خنجری

saberteeth claws

پنجه‌های دندان خنجری

saberteeth exhibit

نمایش دندان خنجری

saberteeth discovery

کشف دندان خنجری

جملات نمونه

saberteeth were once the dominant predators of their time.

سابرتوث‌ها زمانی در دوران خود، شکارچیان غالب بودند.

the fossils of saberteeth provide insight into prehistoric ecosystems.

فسیل‌های سابرتوث‌ها بینشی در مورد اکوسیستم‌های پیش از تاریخ ارائه می‌دهند.

many people are fascinated by the size of saberteeth.

بسیاری از مردم از اندازه سابرتوث‌ها شگفت‌زده هستند.

saberteeth had long, curved canines for hunting.

سابرتوث‌ها دندان‌های نیش بلند و منحنی برای شکار داشتند.

scientists study saberteeth to understand evolutionary adaptations.

دانشمندان سابرتوث‌ها را برای درک سازگاری‌های تکاملی مطالعه می‌کنند.

in popular culture, saberteeth are often depicted as fierce hunters.

در فرهنگ عامه، سابرتوث‌ها اغلب به عنوان شکارچیان سرسخت به تصویر کشیده می‌شوند.

saberteeth roamed the earth during the ice age.

سابرتوث‌ها در دوران یخبندان در زمین پرسه می‌زدند.

many documentaries feature saberteeth in their prehistoric narratives.

بسیاری از مستندها سابرتوث‌ها را در روایت‌های پیش از تاریخ خود به تصویر می‌کشند.

understanding saberteeth helps us learn about extinction events.

درک سابرتوث‌ها به ما کمک می‌کند تا در مورد رویدادهای انقراض بیاموزیم.

saberteeth are often compared to modern big cats.

سابرتوث‌ها اغلب با گربه‌های بزرگ مدرن مقایسه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید