saccular

[ایالات متحده]/ˈsækjʊlə/
[بریتانیا]/ˈsækjələr/

ترجمه

adj. کیسه‌ای شکل; مربوط به کیسه; در زمینه‌های زیستی مرتبط با کیسه

عبارات و ترکیب‌ها

saccular dilation

انبساط کیسه‌ای

saccular aneurysm

آنوریسم کیسه‌ای

saccular structure

ساختار کیسه‌ای

saccular pouch

کیف کیسه‌ای

saccular cavity

فضای کیسه‌ای

saccular lesion

ضایعه کیسه‌ای

saccular wall

دیوار کیسه‌ای

saccular form

شکل کیسه‌ای

saccular feature

ویژگی کیسه‌ای

saccular growth

رشد کیسه‌ای

جملات نمونه

the saccular shape of the balloon made it easy to hold.

شکل کیسه‌ای شکل بالن باعث می‌شد آن را به راحتی نگه داشت.

doctors studied the saccular aneurysm in the patient's brain.

پزشکان آنوریسم‌های کیسه‌ای شکل را در مغز بیمار مطالعه کردند.

the saccular structure in the ear helps with balance.

ساختار کیسه‌ای شکل در گوش به حفظ تعادل کمک می‌کند.

they discovered a saccular cyst during the ultrasound.

آنها یک کیست کیسه‌ای را در طول سونوگرافی کشف کردند.

the saccular design of the pouch allows for more storage.

طراحی کیسه‌ای شکل کیف به فضای ذخیره‌سازی بیشتر اجازه می‌دهد.

she explained the saccular morphology of the plant cells.

او مورفولوژی کیسه‌ای شکل سلول‌های گیاهی را توضیح داد.

the saccular portion of the structure is crucial for its function.

بخش کیسه‌ای شکل ساختار برای عملکرد آن بسیار مهم است.

researchers focused on the saccular formations in the marine ecosystem.

محققان بر روی ساختارهای کیسه‌ای شکل در اکوسیستم دریایی تمرکز کردند.

the saccular segment of the organ was examined under a microscope.

قطعه کیسه‌ای شکل اندام تحت میکروسکوپ بررسی شد.

understanding the saccular anatomy is important for surgery.

درک آناتومی کیسه‌ای شکل برای جراحی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید