sacredmusic

[ایالات متحده]/ˌseɪkrɪdˈmjuːzɪk/
[بریتانیا]/ˌseɪkrɪdˈmjuːzɪk/

ترجمه

n. موسیقی نوشته شده برای اهداف دینی یا اجرا شده در طی مراسم‌های دینی

عبارات و ترکیب‌ها

playing sacredmusic

پخش موسیقی مقدس

sacredmusic tradition

سنت موسیقی مقدس

sacredmusic album

آلبوم موسیقی مقدس

sacredmusic performance

اجرای موسیقی مقدس

ancient sacredmusic

موسیقی مقدس باستانی

sacredmusic echoes

پس زنگ موسیقی مقدس

جملات نمونه

the sacredmusic echoed through the ancient cathedral.

موسیقی مقدس از طریق کاتدرال باستانی صدا کرد.

sacredmusic filled the sacred temple during the ceremony.

موسیقی مقدس در طول مراسم، مسجد مقدس را پر کرد.

the choir performed sacredmusic at the wedding.

کورال موسیقی مقدس را در جشن عروسی اجرا کرد.

traditional sacredmusic can be heard during religious festivals.

موسیقی مقدس سنتی در طول جشن های دینی قابل شنیدن است.

the church's sacredmusic moved the congregation to tears.

موسیقی مقدس کلیسایی جمعه گریه کرد.

ancient sacredmusic has been preserved for centuries.

موسیقی مقدس باستانی به مدت قرنها حفظ شده است.

the monks chanted sacredmusic in the monastery.

راهبها در موناستر موسیقی مقدس را خواندند.

sacredmusic brings spiritual comfort to believers.

موسیقی مقدس روحی آرامش به باورکرندگان می بخشد.

the concert featured beautiful sacredmusic from the renaissance.

کنسرت موسیقی مقدس زیبایی از دوره رنسانس را ارائه داد.

many cultures have their own sacredmusic traditions.

بیشتر فرهنگ ها دستورالعمل های موسیقی مقدس خود را دارند.

the organ played solemn sacredmusic during the service.

آرگان در طول مراسم موسیقی مقدس جدی اجرا کرد.

she learned to play sacredmusic on the piano.

او یاد گرفت که موسیقی مقدس را روی پیانو اجرا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید