sadhe

[ایالات متحده]/sædheɪ/
[بریتانیا]/sædheɪ/

ترجمه

n. هجدهمین حرف الفبای عبری
Word Forms
جمعsadhes

عبارات و ترکیب‌ها

sadhe face

چهره ساده

sadhe story

داستان ساده

sadhe eyes

چشم‌های ساده

sadhe music

موسیقی ساده

sadhe moment

لحظه ساده

sadhe thoughts

افکار ساده

sadhe goodbye

خداحافظی ساده

sadhe feelings

احساسات ساده

sadhe memories

خاطرات ساده

sadhe news

اخبار ساده

جملات نمونه

she felt sadhe about leaving her hometown.

او احساس غمگینی در مورد ترک زادگاهش کرد.

he had a sadhe expression on his face.

او چهره‌ای غمگین بر چهره داشت.

it was a sadhe moment when they said goodbye.

وقتی آنها خداحافظی کردند، لحظه غم انگیزی بود.

she wrote a sadhe poem about lost love.

او شعر غم انگیزی در مورد عشق گمشده نوشت.

he tried to hide his sadhe feelings.

او سعی کرد احساسات غمگین خود را پنهان کند.

watching that movie left me feeling sadhe.

تماشای آن فیلم باعث شد احساس غمگینی کنم.

the sadhe news shocked everyone in the room.

اخبار غم انگیز همه افراد اتاق را شوکه کرد.

she shared her sadhe story with her friends.

او داستان غم انگیز خود را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

his sadhe eyes revealed his inner turmoil.

چشمان غمگینش آشفتگی درونی او را نشان داد.

they comforted her during her sadhe times.

آنها در دوران سخت او او را دلداری دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید