sagittal

[ایالات متحده]/ˈsædʒɪtəl/
[بریتانیا]/ˈsædʒɪtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شکل پیکان یا صفحه ساجیتال؛ به شکل پیکان؛ ساجیتال، به شکل قوس

عبارات و ترکیب‌ها

sagittal plane

صفحه زیگزاگی

sagittal section

بخش زیگزاگی

sagittal view

نمای زیگزاگی

sagittal axis

محور زیگزاگی

sagittal line

خط زیگزاگی

sagittal cut

برش زیگزاگی

sagittal orientation

جهت‌گیری زیگزاگی

sagittal symmetry

تقارن زیگزاگی

sagittal imaging

تصویربرداری زیگزاگی

sagittal alignment

ترازی‌سازی زیگزاگی

جملات نمونه

the sagittal plane divides the body into left and right halves.

صفحه زیگاتال بدن را به دو نیم‌کره چپ و راست تقسیم می‌کند.

sagittal imaging is crucial for understanding brain anatomy.

تصویربرداری زیگاتال برای درک آناتومی مغز بسیار مهم است.

in sagittal view, the spine appears straight.

در نمای زیگاتال، ستون فقرات صاف به نظر می‌رسد.

doctors often use sagittal sections for diagnosis.

پزشکان اغلب از برش‌های زیگاتال برای تشخیص استفاده می‌کنند.

the sagittal axis is important in biomechanics.

محور زیگاتال در بیومکانیک مهم است.

we analyzed the sagittal movements during the exercise.

ما حرکات زیگاتال را در طول ورزش تجزیه و تحلیل کردیم.

sagittal symmetry is a key feature in many organisms.

تقارن زیگاتال یک ویژگی کلیدی در بسیاری از موجودات زنده است.

the sagittal suture is found in the human skull.

دره زیگاتال در جمجمه انسان یافت می‌شود.

measurements in the sagittal plane help in surgical planning.

اندازه‌گیری‌ها در صفحه زیگاتال به برنامه‌ریزی جراحی کمک می‌کند.

he demonstrated sagittal flexibility in his yoga practice.

او انعطاف‌پذیری زیگاتال را در تمرین یوگای خود نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید