salaud

[ایالات متحده]/sæˈloʊ/
[بریتانیا]/sæˈloʊ/

ترجمه

n. حیوان کثیف، خوک (اشاره به یک شخص)، کثیف
Word Forms
جمعsalauds

عبارات و ترکیب‌ها

salaud de merde

سالادِ آشغال

quel salaud

چه سالادی

salaud d'amour

سالادِ عشق

salaud sans cœur

سالادِ بی‌احساس

ce salaud

این سالاد

un salaud

یک سالاد

vieux salaud

سالادِ پیر

salaud d'ami

سالادِ دوست

salaud de fils

سالادِ پسر

salaud d'escroc

سالادِ کلاهبردار

جملات نمونه

he is such a salaud for cheating on her.

او مردی بی‌خاصیت و نامرد است که به او خیانت کرده است.

don't trust him; he's a salaud.

به او اعتماد نکنید؛ او یک مرد بی‌خاصیت است.

she called him a salaud after he lied.

او بعد از اینکه دروغ گفت، او را مرد بی‌خاصیت نامید.

being a salaud will only lead to loneliness.

مردن و بی‌خاصیت بودن فقط به تنهایی منجر می‌شود.

the salaud took advantage of her kindness.

مرد بی‌خاصیت از مهربانی او سوء استفاده کرد.

he acted like a salaud during the argument.

او در طول بحث مانند یک مرد بی‌خاصیت رفتار کرد.

she realized he was a salaud too late.

او خیلی دیر متوجه شد که او هم یک مرد بی‌خاصیت است.

don't be a salaud; treat others with respect.

مرد بی‌خاصیت نباشید؛ با احترام با دیگران رفتار کنید.

his salaud behavior shocked everyone.

رفتار بی‌خاصیت او همه را شوکه کرد.

she vowed never to date a salaud again.

او قسم خورد که دیگر با یک مرد بی‌خاصیت قرار نخواهد گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید