sallowed

[ایالات متحده]/ˈsæl.əʊd/
[بریتانیا]/ˈsæl.oʊd/

ترجمه

n. شاخه بید؛ بید پهن‌برگ؛ رنگ زمین
adj. رنگ‌پریدگی یا زرد مایل به خاکستری در چهره؛ دارای رنگ زرد مایل به خاکستری
v. خاکستری-زرد کردن یا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sallowed breath

نفس رنگ‌پریده

sallowed food

غذای رنگ‌پریده

sallowed drink

نوشیدنی رنگ‌پریده

sallowed tears

اشک‌های رنگ‌پریده

sallowed pride

غرور رنگ‌پریده

sallowed words

کلمات رنگ‌پریده

sallowed pain

درد رنگ‌پریده

sallowed anger

خشم رنگ‌پریده

sallowed feelings

احساسات رنگ‌پریده

sallowed emotions

احساسات رنگ‌پریده

جملات نمونه

she sallowed her pride and asked for help.

او غرور خود را کنار گذاشت و درخواست کمک کرد.

he sallowed his fears to pursue his dreams.

او ترس‌های خود را کنار گذاشت تا به دنبال رویاهایش برود.

they sallowed their differences and worked together.

آنها اختلافات خود را کنار گذاشتند و با هم همکاری کردند.

after much thought, she sallowed her anger.

بعد از فکر کردن زیاد، او خشم خود را کنار گذاشت.

he finally sallowed his resentment towards his colleague.

او بالاخره کینه خود را نسبت به همکارش کنار گذاشت.

to move forward, she sallowed her regrets.

برای پیشرفت، او پشیمانی‌های خود را کنار گذاشت.

he sallowed his doubts and took the leap.

او تردیدهای خود را کنار گذاشت و اقدام کرد.

she sallowed her past mistakes and focused on the future.

او اشتباهات گذشته خود را کنار گذاشت و بر آینده تمرکز کرد.

in order to heal, he sallowed his pain.

برای بهبودی، او درد خود را کنار گذاشت.

they sallowed their grievances and made amends.

آنها نارضایتی‌های خود را کنار گذاشتند و جبران کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید