salme

[ایالات متحده]//sælm//
[بریتانیا]//sælm//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی مرد
شکل‌های واژه
جمعsalmes

جملات نمونه

salme currently lives in the southern part of the country.

سالمه در حال حاضر در جنوب کشور زندگی می کند.

my sister salme is coming to visit us next week.

خواهر من سالمه هفته آینده برای بازدید به ما می آید.

the teacher called out salme's name during roll call.

معلم در حین فراخوان نام سالمه را فراخواند.

we are throwing a surprise party for salme on friday.

ما یک جشن مفاجات برای سالمه در پنجشنبه برگزار می کنیم.

salme is responsible for organizing the annual charity event.

سالمه مسئول سازماندهی رویداد خیریه سالانه است.

this book belongs to salme, so please return it soon.

این کتاب متعلق به سالمه است، لطفا آن را زودتر برگردانید.

everyone agreed that salme gave the best presentation today.

همه موافقت کردند که سالمه امروز بهترین ارائه را ارائه داده است.

salme and her brother are traveling to europe this summer.

سالمه و برادرش این تابستان به اروپا سفر می کنند.

i received a lovely birthday card from salme this morning.

من امروز صبح یک کارت تولد زیبایی از سالمه دریافت کردم.

salme has decided to adopt a rescue dog from the shelter.

سالمه تصمیم گرفته است یک سگ نجات یافته را از مراکز اسکیت خریداری کند.

the manager promoted salme to senior designer yesterday.

مدیر گذشته سالمه را به طراح سطح بالا ترقی داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید