vivi

[ایالات متحده]/ˈvɪvi/
[بریتانیا]/ˈvɪvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویوی (نام یک مجله)
adj. زنده; زیست (پزشکی)

عبارات و ترکیب‌ها

vivi lives

ترجمه فارسی

vivi’s cat

ترجمه فارسی

vivi went

ترجمه فارسی

vivi is here

ترجمه فارسی

vivi’s friend

ترجمه فارسی

vivi playing

ترجمه فارسی

vivi and me

ترجمه فارسی

vivi’s school

ترجمه فارسی

vivi will come

ترجمه فارسی

vivi’s book

ترجمه فارسی

جملات نمونه

vivi loves to play with her new puppy in the park.

ویوی با سگ جدیدش در پارک بازی می‌کند.

can vivi help me carry these groceries inside?

آیا ویوی می‌تواند به من کمک کند تا این خریداری‌ها را داخل بیاورم؟

vivi is practicing her violin every day.

ویوی هر روز به تمرین ویولن خود می‌پردازد.

let's video call vivi tonight after dinner.

بیایید بعد از شام امروز با ویوی تماس ویدئویی بگیریم.

vivi volunteered to clean up the beach.

ویوی پیشنهاد داد تا پляج را تمیز کند.

vivi vividly described her trip to italy.

ویوی سفر خود به ایتالیا را به طور زیبایی توصیف کرد.

vivi is very interested in learning about space.

ویوی به طور خیلی زیادی به یادگیری درباره فضا علاقه دارد.

vivi's vibrant personality always brightens the room.

شخصیت پر انرژی ویوی همیشه اتاق را روشن می‌کند.

vivi views the world with optimism and hope.

ویوی دنیا را با امید و امیدواری می‌بیند.

vivi visited her grandparents last weekend.

ویوی گذشته هفته به دیدار پدربزرگ و مادربزرگش رفت.

vivi is actively involved in the school's drama club.

ویوی فعالانه در کلوب تئاتر مدرسه شرکت می‌کند.

vivi's voice is clear and strong when she sings.

وقتی ویوی می‌خواند، صدایش واضح و قوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید