salubre

[ایالات متحده]//səˈluːbreɪ//
[بریتانیا]//səˈluːbreɪ//

ترجمه

adj. مفید برای سلامتی یا ترویج سلامتی؛ سالم؛ مساعد به سلامتی؛ به سلامتی کمک کننده؛ بدون بیماری؛ سالم
adv. به صورت سالم؛ به سلامتی؛ به صورت سالم و مفید

عبارات و ترکیب‌ها

air salubre

هوا سالم

climat salubre

اقلیم سالم

influence salubre

تأثیر سالم

effet salubre

اثر سالم

lieu salubre

مکان سالم

manger salubre

غذا سالم

eau salubre

آب سالم

exercice salubre

ورزش سالم

mode salubre

سبک زندگی سالم

repos salubre

استراحت سالم

جملات نمونه

the salubre mountain air refreshed our lungs.

هوا سالم کوه های ما را تازه کرد.

she follows a salubre lifestyle with daily exercise.

او با تمرین روزانه یک سبک زندگی سالم دنبال می کند.

the restaurant is known for its salubre cuisine.

این رستوران به خاطر غذای سالمش معروف است.

we enjoyed a salubre breakfast of fresh fruits.

ما از صبحانه ای سالم با میوه های تازه لذت برده ایم.

the spa offers salubre treatments using natural ingredients.

سالن ماساژ درمان های سالم با مواد طبیعی ارائه می دهد.

his salubre habits include meditation and yoga.

عادت های سالم او شامل مدیتیشن و یوگا می شود.

the coastal town has a particularly salubre climate.

شهر ساحلی آب و هوا ای خاصا سالم دارد.

they serve salubre meals made with organic ingredients.

آنها غذاهای سالمی را با مواد اولیه ارگانیک سرو می کنند.

the retreat provides a salubre environment for healing.

این جایگاه محیطی سالم برای درمان فراهم می کند.

drinking salubre water is essential for good health.

نوشیدن آب سالم برای سلامتی خوب ضروری است.

she maintains a salubre diet rich in vegetables.

او یک رژیم غذایی سالم با فراوانی سبزیجات دارد.

the garden offers salubre vegetables from local farms.

باغچه سبزیجات سالم از کشاورزی های محلی ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید