salutatories

[ایالات متحده]/səˈljuːtəˌtɔːri/
[بریتانیا]/səˈluːtəˌtɔri/

ترجمه

n. (فارغ‌التحصیلی) سخنرانی افتتاحیه، سلام؛ سخنرانی خوشامدگویی، سلام
adj. بیانگر سلام، خوشامدگویی؛ محترم شمردن، محترم

عبارات و ترکیب‌ها

salutatory remarks

سخنان مقدماتی

salutatory address

سخنرانی مقدماتی

salutatory speech

سخنرانی مقدماتی

salutatory message

پیام مقدماتی

salutatory note

یادداشت مقدماتی

salutatory greeting

احترام اولیه

salutatory words

کلمات مقدماتی

salutatory introduction

معرفی مقدماتی

salutatory toast

سرآشپزی مقدماتی

salutatory tribute

قدردانی مقدماتی

جملات نمونه

the salutatory speech was well received by the audience.

سخنرانی مقدماتی به خوبی توسط مخاطبان مورد استقبال قرار گرفت.

he delivered a salutatory message at the opening ceremony.

او پیامی مقدماتی در مراسم افتتاحیه ارائه داد.

the principal's salutatory remarks set a positive tone for the year.

اظهارات مقدماتی مدیر مدرسه فضایی مثبت را برای سال رقم زد.

she wrote a salutatory letter to her new colleagues.

او نامه‌ای مقدماتی به همکاران جدید خود نوشت.

the salutatory address highlighted the achievements of the past year.

سخنرانی مقدماتی دستاوردهای سال گذشته را برجسته کرد.

during the meeting, he gave a brief salutatory introduction.

در طول جلسه، او یک معرفی کوتاه و مقدماتی ارائه داد.

the professor's salutatory comments encouraged the students.

نظرات مقدماتی استاد دانشجویان را تشویق کرد.

her salutatory tone made everyone feel at ease.

لحن مقدماتی او باعث شد همه احساس آرامش کنند.

they prepared a salutatory toast for the special occasion.

آنها برای این مناسبت ویژه یک مژده‌گویی آماده کردند.

the salutatory message was broadcasted at the event.

پیام مقدماتی در این رویداد پخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید