sandbagging

[ایالات متحده]/ˈsændˌbæɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsændˌbæɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پر کردن یا استفاده از کیسه‌های شن؛ حمله کردن یا ضربه زدن با کیسه‌های شن

عبارات و ترکیب‌ها

sandbagging strategy

استراتژی فریب

sandbagging tactic

تاکتیک فریب

sandbagging opponent

حریف فریبکار

sandbagging technique

تکنیک فریب

sandbagging approach

رویکرد فریب

sandbagging game

بازی فریب

sandbagging behavior

رفتار فریبکارانه

sandbagging player

بازیکن فریبکار

sandbagging move

حرکت فریبکارانه

sandbagging effort

تلاش فریبکارانه

جملات نمونه

he was accused of sandbagging during the negotiations.

او به فریبکاری و دستکاری در طول مذاکرات متهم شد.

sandbagging can lead to mistrust among team members.

فریبکاری می‌تواند منجر به بی‌اعتمادی بین اعضای تیم شود.

she realized his sandbagging tactics were affecting her performance.

او متوجه شد که تاکتیک‌های فریبکارانه‌اش بر عملکرد او تأثیر می‌گذارد.

in sports, sandbagging is often seen as unsportsmanlike behavior.

در ورزش، فریبکاری اغلب به عنوان رفتار غیرورزشی تلقی می‌شود.

the manager warned against sandbagging in the upcoming project.

مدیر در مورد فریبکاری در پروژه آتی هشدار داد.

his sandbagging strategy backfired, and he lost the competition.

استراتژی فریبکارانه‌اش شکست خورد و او مسابقه را باخت.

sandbagging is a common tactic in competitive environments.

فریبکاری یک تاکتیک رایج در محیط‌های رقابتی است.

they accused him of sandbagging to gain an unfair advantage.

آنها به او متهم کردند که برای به دست آوردن برتری ناعادلانه فریبکاری می‌کند.

sandbagging can undermine the integrity of a competition.

فریبکاری می‌تواند یکپارچگی یک مسابقه را تضعیف کند.

she was tired of his constant sandbagging in their discussions.

او از فریبکاری مداوم او در بحث‌هایشان خسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید