sanded

[ایالات متحده]/'sændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از شن; دارای شن پاشیده شده
v. شن را بر روی ... پخش کردن; با کاغذ سنباده مالیدن; با شن مخلوط کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

smoothed with sandpaper

صاف شده با سمباده

sanded wood

چوب سمباده زده

sanded surface

سطح سمباده زده

sanded finish

پوشش سمباده زده

sanded finish fabric

پارچه با پوشش سمباده زده

جملات نمونه

a clear night sanded with stars

یک شب صاف که با ستارگان پوشیده شده است

The stain will have to be sanded out.

لکه‌ را باید سنباده زد.

The surface of the table must be sanded down.

سطح میز باید سنباده زده شود.

The icy roads were sanded after the snowstorm.

پس از طوفان برف، جاده‌های یخی سنباده زده شدند.

The wooden table was sanded smooth.

میز چوبی به طور صاف سنباده زده شد.

He sanded the rough edges of the piece of furniture.

او لبه‌های زبر قطعه مبلمان را سنباده زد.

The carpenter sanded the door before painting it.

نجار در پیش از رنگ آمیزی، در را سنباده زد.

She sanded down the old paint before repainting the wall.

او قبل از رنگ آمیزی مجدد دیوار، رنگ قدیمی را سنباده زد.

The sanded floorboards looked brand new.

کف‌پوش‌های سنباده‌زده کاملاً نو به نظر می‌رسیدند.

The artist sanded the canvas before starting to paint.

هنرمند قبل از شروع نقاشی، بوم را سنباده زد.

The sanded surface was ready for the varnish.

سطح سنباده‌زده برای لاک آماده بود.

He carefully sanded the rough spots on the sculpture.

او با دقت نقاط زبر مجسمه را سنباده زد.

The furniture maker sanded each piece by hand.

صانع مبلمان هر قطعه را به صورت دستی سنباده زد.

After being sanded, the wood had a silky texture.

پس از سنباده‌زنی، چوب بافت ابریشمی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید