sandgrounder

[ایالات متحده]/ˈsændˌɡraʊndə/
[بریتانیا]/ˈsændˌɡraʊndər/

ترجمه

n. یک ساکن یا سکونتگاهی در منطقه‌ای با ریگ یا مکان‌های خاصی مانند Sandbanks یا Grand Cayman.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sandgrounder bird

پرندۀ گریوزه‌خور

the sandgrounder

گریوزه‌خور

sandgrounder nest

گوهر گریوزه‌خور

sandgrounder flew

پرواز گریوزه‌خور

watching sandgrounder

نگاه کردن به گریوزه‌خور

sandgrounder habitat

زیستگاه گریوزه‌خور

a sandgrounder

یک گریوزه‌خور

sandgrounder eggs

تخم گریوزه‌خور

sandgrounder migrating

مهاجرت گریوزه‌خور

photographed sandgrounder

گریوزه‌خور عکس برداری شده

جملات نمونه

he is a true sandgrounder who has lived by the sea his entire life.

او یک ساندگراونر واقعی است که تمام عمرش را در کنار دریا گذرانده است.

the old fisherman was a sandgrounder with many stories to tell.

چمن‌گریب قدیمی یک ساندگراونر بود که داستان‌های زیادی داشت.

being a sandgrounder, she knows every hidden path on the beach.

چون یک ساندگراونر است، او تمام مسیرهای پنهان روی پляج را می‌شناسد.

my grandfather was a proud sandgrounder born in this coastal village.

پدربزرگ من یک ساندگراونر می‌خواست که در این روستای ساحلی به دنیا آمده است.

you can tell he is a sandgrounder by his deep knowledge of the tides.

شما می‌توانید بفهمید که او یک ساندگراونر است، با دانش عمیق او در مورد جزر و مد.

the restaurant owner is a sandgrounder who catches his own fish daily.

مالک رستوران یک ساندگراونر است که هر روز ماهی‌های خود را می‌گیرد.

every sandgrounder in town remembers the great storm of 1998.

همه ساندگراونرها در شهر به بیست و سه سال پیش زمین‌لرزه بزرگ را یاد می‌آورند.

the author describes herself as a sandgrounder in her memoir.

نویسنده خود را در یادداشت‌های خود به عنوان یک ساندگراونر توصیف می‌کند.

we asked a sandgrounder for directions to the old lighthouse.

ما از یک ساندگراونر برای راهنمایی به نورانی قدیمی پرسیدیم.

as a sandgrounder, he prefers the quiet winter over the busy summer.

به عنوان یک ساندگراونر، او به زمستان آرام ترجیح می‌دهد تا تابستان پر فعالیت.

only a sandgrounder would recognize that specific bird call.

فقط یک ساندگراونر می‌تواند آن فراخوان خاص پرندگان را تشخیص دهد.

she married a sandgrounder and settled down in the village.

او با یک ساندگراونر ازدواج کرد و در روستا ساکن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید