sandling

[ایالات متحده]/ˈsændlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsændlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پляج ریتی
شکل‌های واژه
جمعsandlings

عبارات و ترکیب‌ها

the sandling

ریگ زمین

young sandling

ریگ زمین جوان

sandling beach

پایتخت ریگ زمین

little sandling

ریگ زمین کوچک

sandling island

جزیره ریگ زمین

wandering sandling

ریگ زمین گردشگر

old sandling

ریگ زمین قدیمی

sandling shores

شواهد ریگ زمین

sandling child

فرزند ریگ زمین

lost sandling

ریگ زمین گم شده

جملات نمونه

the sandling scuttled across the wet beach.

سُلْسال در کنار دریا به سرعت حرکت کرد.

we found a small sandling buried in the dunes.

ما یک سُلْسال کوچک را در میان دُنیا یافته بودیم.

the child watched the sandling with great curiosity.

کودک با علاقه‌ای زیاد به سُلْسال نگاه می‌کرد.

a tiny sandling emerged from the hole.

یک سُلْسال کوچک از سوراخ بیرون آمد.

the rare sandling is native to this coastline.

این سُلْسال نادر به این ساحل متعلق است.

footprints of a sandling were visible in the mud.

پاچینه‌های سُلْسال در خاک رس دیده شد.

the sandling feeds on small insects and plants.

سُلْسال از حشرات و گیاهان کوچک غذای می‌گیرد.

he caught a sandling near the tide pools.

او یک سُلْسال را در نزدیکی مخازن مدی غیره دست گرفت.

the sandling quickly disappeared under the sand.

سُلْسال به سرعت زیر ریزه پنهان شد.

scientists studied the behavior of the sandling.

دانشمندان رفتار سُلْسال را مورد مطالعه قرار دادند.

a sandling is often found near the shore.

سُلْسال معمولاً در نزدیکی ساحل یافت می‌شود.

the old folktale mentions a magical sandling.

داستان قدیمی از یک سُلْسال جادویی یاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید