sandlots

[ایالات متحده]/ˈsændlɒt/
[بریتانیا]/ˈsændlɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه زمینی که برای بازی یا ورزش غیررسمی، معمولاً توسط کودکان، استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sandlot baseball

بازی بیسبال محلی

sandlot games

بازی‌های محلی

sandlot kids

بچه‌های محله

sandlot fun

سرگرمی محلی

sandlot play

بازی محلی

sandlot memories

خاطرات محله

sandlot adventures

ماجراهای محله

sandlot friends

دوستان محله

sandlot spirit

روحیه محلی

sandlot dreams

رویاهای محله

جملات نمونه

we used to play baseball in the sandlot every summer.

ما هر تابستان در زمین خاکی بیسبال بازی می‌کردیم.

the kids gathered at the sandlot after school.

کودکان پس از مدرسه در زمین خاکی جمع می‌شدند.

he made new friends while playing in the sandlot.

او در حالی که در زمین خاکی بازی می‌کرد، دوستان جدیدی پیدا کرد.

sandlot games are often the best memories of childhood.

بازی‌های زمین خاکی اغلب بهترین خاطرات دوران کودکی هستند.

they organized a tournament at the local sandlot.

آنها یک مسابقه در زمین خاکی محلی برگزار کردند.

the sandlot was a place for creativity and fun.

زمین خاکی مکانی برای خلاقیت و سرگرمی بود.

every saturday, we would meet at the sandlot to play.

هر شنبه، ما برای بازی در زمین خاکی گردهم می‌آمدیم.

sandlot games taught us teamwork and sportsmanship.

بازی‌های زمین خاکی به ما آموزش دادند که کار تیمی و جوانمردی مهم است.

the old sandlot has been replaced by a new park.

زمین خاکی قدیمی با یک پارک جدید جایگزین شده است.

playing in the sandlot helped develop my love for sports.

بازی در زمین خاکی به من کمک کرد تا عشق خود را به ورزش توسعه دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید