saner choices
انتخابهای بهتر
saner thoughts
افکار بهتر
saner decisions
تصمیمات بهتر
saner approach
رویکرد بهتر
saner perspective
دیدگاه بهتر
saner mindset
نگرش بهتر
saner habits
عادات بهتر
saner environment
محیط بهتر
saner lifestyle
سبک زندگی بهتر
saner solutions
راه حل های بهتر
he seems saner than he did last year.
او به نظر عاقلتر از سال گذشته میرسد.
finding a saner approach to the problem is essential.
پیدا کردن یک رویکرد عاقلانهتر برای حل مشکل ضروری است.
she believes that a saner world is possible.
او معتقد است که یک دنیای عاقلانهتر امکانپذیر است.
we need to create a saner environment for our children.
ما باید یک محیط سالمتر و عاقلانهتر برای فرزندانمان ایجاد کنیم.
his arguments are saner compared to the others.
استدلالهای او در مقایسه با دیگران عاقلانهتر است.
she feels saner after talking to her friend.
او بعد از صحبت با دوستش احساس بهتری میکند.
saner decisions are made when emotions are set aside.
تصمیمات عاقلانهتر گرفته میشوند وقتی احساسات کنار گذاشته میشوند.
he tries to maintain a saner perspective on life.
او سعی میکند دیدگاهی عاقلانهتر نسبت به زندگی حفظ کند.
in a saner society, people would prioritize well-being.
در یک جامعه عاقلانهتر، مردم سلامتی را در اولویت قرار میدهند.
she advocates for saner policies in education.
او از سیاستهای عاقلانهتر در آموزش حمایت میکند.
saner choices
انتخابهای بهتر
saner thoughts
افکار بهتر
saner decisions
تصمیمات بهتر
saner approach
رویکرد بهتر
saner perspective
دیدگاه بهتر
saner mindset
نگرش بهتر
saner habits
عادات بهتر
saner environment
محیط بهتر
saner lifestyle
سبک زندگی بهتر
saner solutions
راه حل های بهتر
he seems saner than he did last year.
او به نظر عاقلتر از سال گذشته میرسد.
finding a saner approach to the problem is essential.
پیدا کردن یک رویکرد عاقلانهتر برای حل مشکل ضروری است.
she believes that a saner world is possible.
او معتقد است که یک دنیای عاقلانهتر امکانپذیر است.
we need to create a saner environment for our children.
ما باید یک محیط سالمتر و عاقلانهتر برای فرزندانمان ایجاد کنیم.
his arguments are saner compared to the others.
استدلالهای او در مقایسه با دیگران عاقلانهتر است.
she feels saner after talking to her friend.
او بعد از صحبت با دوستش احساس بهتری میکند.
saner decisions are made when emotions are set aside.
تصمیمات عاقلانهتر گرفته میشوند وقتی احساسات کنار گذاشته میشوند.
he tries to maintain a saner perspective on life.
او سعی میکند دیدگاهی عاقلانهتر نسبت به زندگی حفظ کند.
in a saner society, people would prioritize well-being.
در یک جامعه عاقلانهتر، مردم سلامتی را در اولویت قرار میدهند.
she advocates for saner policies in education.
او از سیاستهای عاقلانهتر در آموزش حمایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید