saner

[ایالات متحده]/ˈseɪnər/
[بریتانیا]/ˈseɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن ذهن سالم; منطقی; معقول تر یا معقول تر

عبارات و ترکیب‌ها

saner choices

انتخاب‌های بهتر

saner thoughts

افکار بهتر

saner decisions

تصمیمات بهتر

saner approach

رویکرد بهتر

saner perspective

دیدگاه بهتر

saner mindset

نگرش بهتر

saner habits

عادات بهتر

saner environment

محیط بهتر

saner lifestyle

سبک زندگی بهتر

saner solutions

راه حل های بهتر

جملات نمونه

he seems saner than he did last year.

او به نظر عاقل‌تر از سال گذشته می‌رسد.

finding a saner approach to the problem is essential.

پیدا کردن یک رویکرد عاقلانه‌تر برای حل مشکل ضروری است.

she believes that a saner world is possible.

او معتقد است که یک دنیای عاقلانه‌تر امکان‌پذیر است.

we need to create a saner environment for our children.

ما باید یک محیط سالم‌تر و عاقلانه‌تر برای فرزندانمان ایجاد کنیم.

his arguments are saner compared to the others.

استدلال‌های او در مقایسه با دیگران عاقلانه‌تر است.

she feels saner after talking to her friend.

او بعد از صحبت با دوستش احساس بهتری می‌کند.

saner decisions are made when emotions are set aside.

تصمیمات عاقلانه‌تر گرفته می‌شوند وقتی احساسات کنار گذاشته می‌شوند.

he tries to maintain a saner perspective on life.

او سعی می‌کند دیدگاهی عاقلانه‌تر نسبت به زندگی حفظ کند.

in a saner society, people would prioritize well-being.

در یک جامعه عاقلانه‌تر، مردم سلامتی را در اولویت قرار می‌دهند.

she advocates for saner policies in education.

او از سیاست‌های عاقلانه‌تر در آموزش حمایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید