sangays

[ایالات متحده]/ˈsæŋɡeɪz/
[بریتانیا]/ˈsæŋɡeɪz/

ترجمه

n. جمع sangay؛ یک نام مکان در فیلیپین.

جملات نمونه

the ancient sangays echoed through the mountain valleys.

سangays باستانی از طریق دشت‌های کوه‌ها پخش شدند.

children learned traditional sangays from their grandparents.

کودکان سangays سنتی را از پدربزرگان خود یاد گرفتند.

the festival featured beautiful sangays performed by local artists.

جشن توسط هنرمندان محلی با اجرای سangays زیبایی همراه بود.

she wrote down the old sangays to preserve them for future generations.

او سangays قدیمی را نوشت تا آنها را برای نسل‌های آینده حفظ کند.

the sangays told stories of love, loss, and triumph.

سangays داستان‌های عشق، از دست دادن و پیروزی را روایت می‌کردند.

tourists traveled far to hear the authentic mountain sangays.

گردشگران فاصله‌ی زیادی را طی کردند تا سangays واقعی کوه‌ها را بشنوند.

his grandmother taught him three sacred sangays when he was young.

پدربزرگ او وقتی که او جوان بود، سه سangays مقدس را به او آموزش داد.

the museum exhibits include recordings of rare sangays from the 19th century.

موزه نمایشگاه‌هایی شامل ضبط‌های سangays نادر قرن نوزدهم دارد.

young people are learning to compose new sangays in the traditional style.

نوجوانان یاد می‌گیرند که سangays جدیدی را در سبک سنتی بسازند.

the sangays brought tears to the eyes of everyone who heard them.

سangays باعث گریه کردن چشمان همه‌ی کسانی شدند که آنها را شنیدند.

every village has its own special sangays passed down through families.

هر روستا دارای سangays خاص خود است که از طریق خانواده‌ها به ارث می‌رسد.

the singer performed three emotional sangays at the ceremony.

خواننده سه سangays عاطفی را در مراسم اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید