branches

[ایالات متحده]/brɑːnʧɪz/
[بریتانیا]/bræntʃɪz/

ترجمه

n.plural of branch; subdivisions or offshoots
n. شاخه‌های متعدد؛ بخش‌ها یا فرعی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

branches out

بیرون زدن

tree branches

شاخه درخت

branches off

منشعب شدن

branching out

در حال گسترش

river branches

شاخه های رودخانه

company branches

شاخه های شرکت

branches open

شاخه ها باز هستند

branches closed

شاخه ها بسته هستند

main branches

شاخه های اصلی

branches extend

شاخه ها گسترش می یابند

جملات نمونه

the company has several branches across the country.

شرکت دارای شعبه‌های متعددی در سراسر کشور است.

we need to explore different branches of science to find a solution.

ما باید شاخه‌های مختلف علم را برای یافتن راه حل بررسی کنیم.

the tree's branches were heavy with snow.

شاخه های درخت سنگین از برف بودند.

he joined the company and quickly climbed the branches of management.

او به شرکت پیوست و به سرعت در سلسله مراتب مدیریتی بالا رفت.

the river branches out into smaller streams.

رودخانه به جویبار کوچکتر تقسیم می شود.

the library offers branches for young adults and children.

کتابخانه شعبه‌هایی برای بزرگسالان جوان و کودکان ارائه می‌دهد.

she studied various branches of philosophy during her degree.

او در طول تحصیل خود رشته های مختلف فلسفه را مطالعه کرد.

the family tree shows the branches of our ancestry.

درخت خانوادگی شاخه های اجداد ما را نشان می دهد.

the bank has branches in every major city.

بانک در هر شهر بزرگ شعبه دارد.

the road branches left at the intersection.

جاده در تقاطع به سمت چپ منشعب می شود.

the debate branched into unexpected territory.

بحث وارد قلمرو غیرمنتظره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید