sapidity

[ایالات متحده]/səˈpɪdɪti/
[بریتانیا]/səˈpɪdəti/

ترجمه

n. کیفیت خوشمزه یا معطر بودن؛ طعم یا مزه چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

high sapidity

طعم قوی

pleasant sapidity

طعم دلپذیر

rich sapidity

طعم غنی

natural sapidity

طعم طبیعی

strong sapidity

طعم قوی

distinct sapidity

طعم متمایز

subtle sapidity

طعم ظریف

balanced sapidity

طعم متعادل

overall sapidity

طعم کلی

enhanced sapidity

طعم تقویت‌شده

جملات نمونه

the sapidity of the dish was enhanced by the fresh herbs.

طعم غذا با گیاهان تازه افزایش یافته بود.

chefs often consider sapidity when creating new recipes.

سرآشپزها اغلب هنگام ایجاد دستور العمل های جدید به طعم توجه می کنند.

the sapidity of the fruit was a pleasant surprise.

طعم میوه یک غافلگیری دلپذیر بود.

to improve sapidity, add a pinch of salt.

برای بهبود طعم، مقدار کمی نمک اضافه کنید.

different cultures have unique approaches to sapidity in cooking.

فرهنگ های مختلف رویکردهای منحصر به فردی به طعم در آشپزی دارند.

the sapidity of the soup was rich and comforting.

طعم سوپ غنی و دلپذیر بود.

he described the sapidity of the wine as exquisite.

او طعم شراب را بسیار عالی توصیف کرد.

she focused on the sapidity of each ingredient in her dish.

او بر طعم هر ماده در غذایش تمرکز کرد.

the chef's secret was to balance sapidity and acidity.

راز سرآشپز متعادل کردن طعم و اسیدیته بود.

food critics often evaluate sapidity when reviewing restaurants.

منتقدان غذا اغلب هنگام بررسی رستوران ها طعم را ارزیابی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید