sapiences

[ایالات متحده]/ˈseɪpiəns/
[بریتانیا]/ˈseɪpiəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکمت؛ کیفیت دانستگی و معقول بودن؛ توانایی اتخاذ قضاوت‌های خوب

عبارات و ترکیب‌ها

divine sapience

خرد الهی

human sapience

خرد انسانی

sapience and reason

خرد و عقل

sapience in nature

خرد در طبیعت

sapience over instinct

خرد بر غریزه

sapience and knowledge

خرد و دانش

sapience as virtue

خرد به عنوان فضیلت

sapience of elders

خرد بزرگان

sapience in decision

خرد در تصمیم گیری

sapience through experience

خرد از طریق تجربه

جملات نمونه

his sapience in decision-making is admirable.

هوش و درایت او در تصمیم‌گیری قابل تحسین است.

she often shares her sapience with younger colleagues.

او اغلب هوش و درایت خود را با همکاران جوان‌تر به اشتراک می‌گذارد.

we should value sapience over mere knowledge.

ما باید به هوش و درایت بیش از دانش صرف ارزش قائل شویم.

her sapience helped to resolve the conflict.

هوش و درایت او به حل منازعه کمک کرد.

sapience is essential for effective leadership.

هوش و درایت برای رهبری مؤثر ضروری است.

the ancient texts are filled with sapience.

متون باستانی مملو از هوش و درایت هستند.

his sapience in philosophy is widely recognized.

هوش و درایت او در فلسفه به طور گسترده‌ای شناخته شده است.

we seek sapience in our advisors.

ما به دنبال هوش و درایت در مشاوران خود هستیم.

her sapience guides our research efforts.

هوش و درایت او راهنمای تلاش‌های تحقیقاتی ما است.

the sapience of the elders is invaluable.

هوش و درایت بزرگان بسیار ارزشمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید