sapphics

[ایالات متحده]/ˈsæfɪk/
[بریتانیا]/ˈsæfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ساپفوی یا شعر او
n. شعر به سبک ساپفوی

عبارات و ترکیب‌ها

sapphic love

عشق лесبي

sapphic relationship

رابطه лесبي

sapphic poetry

شعر лесبي

sapphic literature

ادبیات лесبي

sapphic art

هنر лесبي

sapphic culture

فرهنگ лесبي

sapphic identity

هویت лесبي

sapphic community

جامعه лесبي

sapphic romance

عشق лесبي

sapphic fiction

داستان лесبي

جملات نمونه

her sapphic poetry resonated with many readers.

شعر صفیّی او با بسیاری از خوانندگان همخوانی داشت.

they attended a sapphic art exhibit together.

آنها با هم در یک نمایشگاه هنری صفیّی شرکت کردند.

many sapphic novels explore themes of love and identity.

بسیاری از رمان‌های صفیّی مضامین عشق و هویت را بررسی می‌کنند.

the sapphic community is vibrant and diverse.

جامعه صفیّی پر جنب و جوش و متنوع است.

she found solace in sapphic friendships.

او در دوستی‌های صفیّی آرامش یافت.

sapphic representation in media has grown significantly.

نمایش صفیّی در رسانه ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

they attended a sapphic pride parade last summer.

آنها تابستان گذشته در یک رژه افتخار صفیّی شرکت کردند.

her sapphic identity is an important part of her life.

هویت صفیّی او بخش مهمی از زندگی اوست.

sapphic love stories often challenge societal norms.

داستان‌های عاشقانه صفیّی اغلب هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشند.

they discussed sapphic literature over coffee.

آنها در مورد ادبیات صفیّی در کنار قهوه صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید