sarazens

[ایالات متحده]/ˈsærəzənz/
[بریتانیا]/ˈsærəzənz/

ترجمه

n. جمع Sarazen؛ یک نام خانوادگی.

جملات نمونه

the sarazens defended their lands against the crusaders.

سرازنهای خود را در برابر صلیبیان دفاع کردند.

sarazen forces were known for their strategic warfare.

نیروهای سرازنه به دلیل جنگ‌های استراتژیک خود معروف بودند.

the sarazens and crusaders signed a temporary truce.

سرازنه‌ها و صلیبیان یک صلح موقت امضا کردند.

traders from sarazen ports prospered along mediterranean routes.

تجارت از بنادر سرازنه در مسیرهای مدیترانه‌ای به ثروت فراوانی دست یافت.

sarazen scholars preserved classical knowledge during medieval times.

دانشمندان سرازنه در دوران میانه‌ای دانش کلاسیک را حفظ کردند.

the sarazen army approached the fortress at dawn.

نیروی سرازنه در آغاز روز به حصن نزدیک شد.

crusaders fought many battles against the sarazens.

صلیبیان در برابر سرازنه‌ها بسیاری از نبردها را جنگیدند.

sarazen architecture influenced many medieval buildings.

معماری سرازنه تأثیر زیادی بر ساختمان‌های دوره میانه داشت.

the sarazen kingdom maintained strong trade connections.

کشور سرازنه روابط تجاری قوی را حفظ کرد.

knights traveled to fight the sarazens in distant lands.

نیروهای نظامی به سرزمین‌های دور برای جنگ با سرازنه‌ها رفتند.

sarazen culture blended various traditions from the region.

فرهنگ سرازنه سنت‌های مختلف منطقه را با هم ترکیب کرد.

the sarazen commander negotiated with the enemy leaders.

فرمانده سرازنه با رهبران دشمن مذاکره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید