satinet

[ایالات متحده]/ˈsætɪnɛt/
[بریتانیا]/ˈsætɪnɛt/

ترجمه

n. پارچه ابریشمی سبک یا ساتن تقلیدی؛ ساتن تقلیدی؛ ساتین پنبه‌ای
Word Forms
جمعsatinets

عبارات و ترکیب‌ها

soft satinet

ساتین نرم

blue satinet

ساتین آبی

satinet fabric

پارچه ساتین

satinet dress

لباس ساتین

satinet ribbon

جوراب ساتین

luxury satinet

ساتین لوکس

red satinet

ساتین قرمز

satinet tablecloth

زیرپوستی ساتین

satinet curtains

پرده ساتین

fine satinet

ساتین خوب

جملات نمونه

she wore a beautiful satinet dress to the party.

او یک لباس ساتی‌ن زیبا به مهمانی پوشید.

the satinet fabric is perfect for making evening gowns.

پارچه ساتی‌ن برای دوختن لباس‌های شب عالی است.

he admired the soft texture of the satinet curtains.

او بافت نرم پرده‌های ساتی‌ن را تحسین کرد.

they chose satinet for the upholstery of their new sofa.

آنها ساتی‌ن را برای روکش مبل جدید خود انتخاب کردند.

the satinet ribbon added a touch of elegance to the gift.

نوارهای ساتی‌ن ظرافت خاصی به هدیه بخشید.

she prefers satinet over other fabrics for its sheen.

او به دلیل درخشندگی، ساتی‌ن را بر سایر پارچه‌ها ترجیح می‌دهد.

he bought a satinet shirt for the formal event.

او یک پیراهن ساتی‌ن برای رویداد رسمی خرید.

the designer used satinet to create a stunning collection.

طراح از ساتی‌ن برای ایجاد مجموعه‌ای خیره‌کننده استفاده کرد.

her satinet scarf was the highlight of her outfit.

شال ساتی‌ن او برجسته‌ترین بخش لباسش بود.

they decided to decorate the hall with satinet drapes.

آنها تصمیم گرفتند سالن را با پرده‌های ساتی‌ن تزئین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید