satiny

[ایالات متحده]/ˈsæt.ɪ.ni/
[بریتانیا]/ˈsæt.ɪ.ni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه ساتن؛ نرم و صاف

عبارات و ترکیب‌ها

satiny finish

پوشش ساتنی

satiny texture

بافت ساتنی

satiny fabric

پارچه ساتنی

satiny sheen

درخشش ساتنی

satiny surface

سطح ساتنی

satiny glow

تابش ساتنی

satiny ribbon

نوارهای ساتنی

satiny skin

پوست ساتنی

satiny hair

موهای ساتنی

satiny touch

احساس ساتنی

جملات نمونه

the dress had a beautiful satiny finish that shimmered in the light.

لباس دارای روکش ساتنی زیبا بود که در نور می‌درخشید.

she loved the satiny texture of the new bed sheets.

او بافت ساتنی ملحفه های جدید را دوست داشت.

the satiny surface of the fabric felt luxurious against her skin.

سطح ساتنی پارچه در برابر پوستش لوکس احساس می‌شد.

his satiny voice captivated everyone in the room.

صدای ساتنی او همه را در اتاق مسحور کرد.

the artist used satiny colors to create a soft, dreamy atmosphere.

هنرمند از رنگ های ساتنی برای ایجاد فضایی نرم و رویایی استفاده کرد.

she applied a satiny lip gloss for a glossy finish.

او از رژ لب ساتنی برای داشتن ظاهری براق استفاده کرد.

the satiny ribbon added a touch of elegance to the gift.

نوارهای ساتنی کمی از ظرافت را به هدیه اضافه کرد.

he admired the satiny sheen of the freshly polished car.

او براقیت ساتنی ماشین تازه صیقلی شده را تحسین کرد.

the curtains were made of a satiny material that blocked out the light.

پرده ها از مواد ساتنی ساخته شده بودند که نور را مسدود می کرد.

she chose a satiny finish for her nails to look more sophisticated.

او برای داشتن ظاهری بیشتر و جذاب تر، برای ناخن هایش روکش ساتنی انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید