saurels

[ایالات متحده]/ˈsɔːrəl/
[بریتانیا]/ˈsɔrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی، به طور خاص سُرُل.

عبارات و ترکیب‌ها

saurel fish

ماهی سارل

saurel stew

خوراک سارل

smoked saurel

سارل دودی

fried saurel

سارل سرخ شده

saurel fillet

فیله سارل

grilled saurel

سارل گریل شده

saurel salad

سالاد سارل

saurel recipe

دستور پخت سارل

fresh saurel

سارل تازه

canned saurel

سارل کنسروی

جملات نمونه

she decided to cook saurel for dinner tonight.

او تصمیم گرفت امشب ساورل برای شام بپزد.

saurel can be grilled or baked for a delicious meal.

می‌توان ساورل را گریل یا پخت برای یک وعده غذایی خوشمزه.

many people enjoy saurel with lemon and herbs.

بسیاری از مردم از خوردن ساورل با لیمو و گیاهان لذت می‌برند.

saurel is a popular dish in mediterranean cuisine.

ساورل یک غذای محبوب در آشپزی مدیترانه ای است.

they served saurel with a side of vegetables.

آنها ساورل را با یک طرفه سبزیجات سرو کردند.

my favorite way to prepare saurel is with garlic.

علاقه‌مندم ساورل را با سیر تهیه کنم.

saurel can be found at most seafood markets.

می‌توان ساورل را در بیشتر بازارهای غذاهای دریایی پیدا کرد.

she learned how to fillet saurel from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه ساورل را از مادربزرگش پوست کند.

pairing saurel with white wine enhances its flavor.

ترکیب ساورل با شراب سفید طعم آن را افزایش می‌دهد.

he caught a large saurel during his fishing trip.

او یک ساورل بزرگ را در سفر ماهیگیری خود صید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید