savageness

[ایالات متحده]/ˈsæv.ɪdʒ.nəs/
[بریتانیا]/ˈsæv.ɪdʒ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی خشن یا بی‌رحم بودن؛ وحشی‌گری طبیعی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pure savageness

خوي وحشي محض

raw savageness

خوي وحشي خام

unleashed savageness

خوي وحشي رها شده

brutal savageness

خوي وحشيانه بيرحمانه

untamed savageness

خوي وحشي رام نشده

savage savageness

خوي وحشي

feral savageness

خوي وحشي بي‌خانمان

primitive savageness

خوي وحشي بدوي

unchecked savageness

خوي وحشي غيرقابل كنترل

inherent savageness

خوي وحشي ذاتي

جملات نمونه

the savageness of the storm left the town in ruins.

خشونت طوفان شهر را در ویرانی رها کرد.

his savageness in the debate shocked everyone.

خشونت او در بحث باعث حیرت همه شد.

the savageness of nature can be both beautiful and terrifying.

خشونت طبیعت می‌تواند هم زیبا و هم ترسناک باشد.

she was taken aback by the savageness of his criticism.

او از خشونت انتقاد او شوکه شد.

the savageness of the animal kingdom is often misunderstood.

خشونت پادشاهی حیوانات اغلب سوء تفاهم می‌شود.

in literature, savageness can symbolize the struggle for survival.

در ادبیات، خشونت می‌تواند نمادی از مبارزه برای بقا باشد.

many documentaries highlight the savageness of wildlife.

فیلم‌های مستند زیادی بر خشونت حیات وحش تاکید می‌کنند.

the savageness of the battle left deep scars on the land.

خشونت نبرد جای زخم‌های عمیقی بر زمین گذاشت.

she admired the savageness of the landscape during her travels.

او در طول سفر خود به خشونت منظره علاقه داشت.

the savageness of his behavior was alarming to his friends.

خشونت رفتار او برای دوستانش نگران کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید