scallies

[ایالات متحده]/ˈskæli/
[بریتانیا]/ˈskæli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیطان یا کلاهبردار؛ یک مزاحم خود مطمئن و بیکار

عبارات و ترکیب‌ها

scally wag

گاو اسکالی

scally cap

کلاه اسکالی

scally tail

دم اسکالی

scally dog

سگ اسکالی

scally crew

خدمه اسکالی

scally boy

پسر اسکالی

scally girl

دختر اسکالی

scally gang

گنگ اسکالی

scally style

سبک اسکالی

scally laugh

خنده اسکالی

جملات نمونه

the scally wag stole my lunch.

سارقان بازیگوش ناهار من را دزدیدند.

he always acts like a scally, getting into trouble.

او همیشه مثل یک سارقان بازیگوش رفتار می‌کند و دردسر درست می‌کند.

don't be such a scally; it's not funny.

اینقدر سارقان بازیگوش نباشید؛ خنده‌دار نیست.

the scally kids played pranks on their teachers.

کودکان سارقان بازیگوش شوخی با معلمانشان کردند.

she called him a scally for skipping class.

او به خاطر غیبت در کلاس او را سارقان بازیگوش نامید.

that scally dog keeps digging in the garden.

آن سارقان بازیگوش مدام در باغ کنده می‌کند.

he has a scally reputation among his friends.

او در بین دوستانش شهرت سارقان بازیگوشی دارد.

watch out for that scally, he might trick you.

مراقب آن سارقان بازیگوش باش، ممکن است فریب دهد.

the scally behavior of the children annoyed the parents.

رفتار سارقان بازیگوش کودکان باعث ناراحتی والدین شد.

he laughed at the scally joke told by his friend.

او به شوخی سارقان بازیگوشی که دوستش تعریف کرد خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید