notching

[ایالات متحده]/ˈnɒtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɑːtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد یک شکاف یا شیار
adj. چند سطحی (اشاره به رله‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

notching tool

ابزار برش

notching process

فرآیند برش

notching machine

دستگاه برش

notching technique

تکنیک برش

notching design

طراحی برش

notching method

روش برش

notching joint

اتصال برش خورده

notching pattern

الگوی برش

notching angle

زاویه برش

notching guide

راهنمای برش

جملات نمونه

he is notching up victories in every match.

او در هر مسابقه‌ای پیروزی کسب می‌کند.

she is notching her achievements on the wall.

او دستاوردهای خود را روی دیوار ثبت می‌کند.

the team is notching significant progress this year.

تیم این سال پیشرفت‌های چشمگیری کسب کرده است.

they are notching their goals one by one.

آنها اهداف خود را یکی یکی به دست می‌آورند.

he is notching up experience in his new job.

او در شغل جدیدش تجربه کسب می‌کند.

the artist is notching her name in the industry.

هنرمند نام خود را در این صنعت ثبت می‌کند.

by notching each milestone, they stay motivated.

با دستیابی به هر نقطه عطف، آنها با انگیزه می‌مانند.

she is notching up her skills in photography.

او مهارت‌های خود را در عکاسی ارتقا می‌دهد.

notching down the details helps in planning.

کاهش جزئیات به برنامه‌ریزی کمک می‌کند.

he is notching up points in the competition.

او در مسابقه امتیاز کسب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید