scalpels

[ایالات متحده]/ˈskælpəlz/
[بریتانیا]/ˈskælpəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاقوهای جراحی کوچک؛ چاقوی جراحی کوچک که برای تشریح استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sharp scalpels

scalpلهای تیز

surgical scalpels

scalpلهای جراحی

disposable scalpels

scalpلهای یکبارمصرف

sterile scalpels

scalpلهای استریل

metal scalpels

scalpلهای فلزی

plastic scalpels

scalpلهای پلاستیکی

safety scalpels

scalpلهای ایمنی

fine scalpels

scalpلهای ظریف

precision scalpels

scalpلهای دقیق

scalpels set

ست اسکالپل

جملات نمونه

surgeons use scalpels to make precise incisions.

جراحان از اسکالپل برای ایجاد برش های دقیق استفاده می کنند.

scalpels must be handled with great care.

اسکالپل ها باید با احتیاط بسیار زیاد استفاده شوند.

the kit includes various scalpels for different procedures.

این کیت شامل اسکالپل های مختلف برای روش های مختلف است.

she selected the finest scalpel for the delicate surgery.

او بهترین اسکالپل را برای جراحی ظریف انتخاب کرد.

it's important to sterilize scalpels before use.

قبل از استفاده، استریل کردن اسکالپل ها مهم است.

scalpels come in different sizes and shapes.

اسکالپل ها در اندازه ها و شکل های مختلف عرضه می شوند.

he carefully cleaned the scalpel after the operation.

او اسکالپل را بعد از عمل با دقت تمیز کرد.

scalpels are essential tools in any surgical procedure.

اسکالپل ها ابزارهای ضروری در هر روش جراحی هستند.

she felt nervous holding the scalpel for the first time.

او احساس اضطراب کرد وقتی برای اولین بار اسکالپل را در دست گرفت.

proper training is required to use scalpels safely.

برای استفاده ایمن از اسکالپل ها، آموزش مناسب لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید