scd

[US]/ˌes siː ˈdiː/
[UK]/ˌes siː ˈdiː/
Frequency: Very High

Translation

abbr. دکترای علوم؛ دستگاه کدگذاری امنیتی؛ دستگاه جذب نور خورشید.
Word Forms
جمعscds

Example Sentences

the doctor diagnosed the patient with scd.

دکتر بیمار را با سیکلوسیمی دیسکریتیو تشخیص داد.

scd screening is recommended for newborns.

برای نوزادان آزمایش سیکلوسیمی دیسکریتیو توصیه می‌شود.

patients with scd require regular blood transfusions.

بیماران مبتلا به سیکلوسیمی دیسکریتیو نیاز به تزریق خون منظم دارند.

scd symptoms include severe pain episodes.

علائم سیکلوسیمی دیسکریتیو شامل فوراچه‌های دردناک شدید است.

new treatments for scd show promising results.

درمان‌های جدید برای سیکلوسیمی دیسکریتیو نتایج وعده‌دهنده‌ای نشان می‌دهند.

genetic counseling is important for families with scd.

برای خانواده‌های مبتلا به سیکلوسیمی دیسکریتیو مشاوره ژنتیکی اهمیت زیادی دارد.

scd complications can affect multiple organs.

پیچیدگی‌های سیکلوسیمی دیسکریتیو می‌توانند چندین ناحیه بدن را تحت تأثیر قرار دهند.

research advances are improving scd outcomes.

پیشرفت‌های تحقیقاتی نتایج سیکلوسیمی دیسکریتیو را بهبود می‌بخشند.

scd management includes pain control and prevention.

مدیریت سیکلوسیمی دیسکریتیو شامل کنترل درد و پیشگیری است.

children with scd need special educational support.

کودکان مبتلا به سیکلوسیمی دیسکریتیو نیاز به حمایت آموزشی ویژه دارند.

scd prevalence varies across different populations.

پیش آمادگی سیکلوسیمی دیسکریتیو در جوامع مختلف متفاوت است.

early detection of scd improves patient outcomes.

تشخیص زودهنگام سیکلوسیمی دیسکریتیو نتایج بیمار را بهبود می‌بخشند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now