scepter

[ایالات متحده]/ˈsɛptə/
[بریتانیا]/ˈsɛptər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عصای تشریفاتی که نماد اقتدار است؛ (به‌ویژه نمادی از قدرت پادشاه) عصای مقام
vt. به اقتدار سلطنتی منصوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

royal scepter

سلطنت‌نامه سلطنتی

golden scepter

سلطنت طلایی

scepter bearer

دارنده عصا

scepter of power

عصای قدرت

ceremonial scepter

عصای مراسم

scepter and crown

عصا و تاج

silver scepter

سلطنت نقره‌ای

scepter design

طراحی عصا

ornate scepter

عصای تزئینی

scepter symbolism

نمادگرایی عصا

جملات نمونه

the king held the scepter high during the ceremony.

شاه عصای سلطنتی را در طول مراسم با افتخار بلند کرد.

she inherited the royal scepter from her father.

او عصای سلطنتی را از پدرش به ارث برد.

the scepter symbolizes authority and power.

عصای سلطنتی نماد اقتدار و قدرت است.

the queen's scepter was adorned with precious jewels.

عصای سلطنتی ملکه با جواهرات گرانبها تزئین شده بود.

during the coronation, he was presented with the scepter.

در طول تاجگذاری، عصا به او تقدیم شد.

the ancient scepter was discovered in the ruins.

عصای باستانی در میان ویرانه‌ها کشف شد.

legends say the scepter grants its bearer immense power.

افسانه ها می گویند عصا به حامل آن قدرت بی نظیری می بخشد.

he felt a sense of responsibility when he held the scepter.

وقتی عصا را در دست گرفت، احساس مسئولیت کرد.

the scepter was a gift from a distant kingdom.

عصای سلطنتی هدیه‌ای از یک پادشاهی دور بود.

in the play, the villain steals the scepter from the king.

در نمایش، شخصیت شرور عصا را از پادشاه می دزدد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید