he schmoozes well
او به خوبی معاشرت میکند
she schmoozes often
او اغلب معاشرت میکند
schmoozes at events
در رویدادها معاشرت میکند
he schmoozes clients
او با مشتریان معاشرت میکند
she schmoozes executives
او با مدیران معاشرت میکند
schmoozes with friends
با دوستان معاشرت میکند
he schmoozes around
او در اطراف معاشرت میکند
she schmoozes daily
او به طور روزانه معاشرت میکند
schmoozes for business
برای کسب و کار معاشرت میکند
he schmoozes effectively
او به طور موثر معاشرت میکند
he schmoozes with influential people at every event.
او در هر رویدادی با افراد влияگذار معاشرت میکند.
she schmoozes her way into the industry.
او با معاشرت کردن وارد صنعت میشود.
at the party, he schmoozes and makes new connections.
در مهمانی، او معاشرت میکند و ارتباطات جدیدی برقرار میکند.
they often schmooze over coffee to discuss business.
آنها اغلب برای بحث در مورد کسب و کار در کنار قهوه معاشرت میکنند.
she loves to schmooze with her clients to build rapport.
او عاشق معاشرت با مشتریانش برای ایجاد ارتباط خوب است.
he schmoozes effortlessly, making everyone feel comfortable.
او به راحتی معاشرت میکند و باعث میشود همه احساس راحتی کنند.
during the conference, she schmoozes with experts in her field.
در طول کنفرانس، او با متخصصان حوزه خود معاشرت میکند.
they often schmooze to keep their network strong.
آنها اغلب معاشرت میکنند تا شبکه خود را قوی نگه دارند.
at networking events, she schmoozes with potential partners.
در رویدادهای شبکه سازی، او با شرکای بالقوه معاشرت میکند.
he schmoozes well
او به خوبی معاشرت میکند
she schmoozes often
او اغلب معاشرت میکند
schmoozes at events
در رویدادها معاشرت میکند
he schmoozes clients
او با مشتریان معاشرت میکند
she schmoozes executives
او با مدیران معاشرت میکند
schmoozes with friends
با دوستان معاشرت میکند
he schmoozes around
او در اطراف معاشرت میکند
she schmoozes daily
او به طور روزانه معاشرت میکند
schmoozes for business
برای کسب و کار معاشرت میکند
he schmoozes effectively
او به طور موثر معاشرت میکند
he schmoozes with influential people at every event.
او در هر رویدادی با افراد влияگذار معاشرت میکند.
she schmoozes her way into the industry.
او با معاشرت کردن وارد صنعت میشود.
at the party, he schmoozes and makes new connections.
در مهمانی، او معاشرت میکند و ارتباطات جدیدی برقرار میکند.
they often schmooze over coffee to discuss business.
آنها اغلب برای بحث در مورد کسب و کار در کنار قهوه معاشرت میکنند.
she loves to schmooze with her clients to build rapport.
او عاشق معاشرت با مشتریانش برای ایجاد ارتباط خوب است.
he schmoozes effortlessly, making everyone feel comfortable.
او به راحتی معاشرت میکند و باعث میشود همه احساس راحتی کنند.
during the conference, she schmoozes with experts in her field.
در طول کنفرانس، او با متخصصان حوزه خود معاشرت میکند.
they often schmooze to keep their network strong.
آنها اغلب معاشرت میکنند تا شبکه خود را قوی نگه دارند.
at networking events, she schmoozes with potential partners.
در رویدادهای شبکه سازی، او با شرکای بالقوه معاشرت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید