i sprinkled fresh chopped chives over the baked potato.
من چای چیویز تازه و خرد شده را روی سیب زمینی پеченه ریхتم.
she mixed cream cheese and chives for the bagel spread.
او کرم چیز و چای چیویز را برای پخش بیگم مخلوط کرد.
the soup recipe calls for a tablespoon of dried chives.
فرمول سوپ یک چایچه چای چیویز خشک را میخواهد.
we grow chives in a small pot on the balcony.
ما چای چیویز را در یک گلدان کوچک روی تراس کشت میکنیم.
please chop the chives finely for the omelet filling.
لطفاً چای چیویز را برای پرکردن تخم مرغ به خوبی خرد کنید.
sour cream and chives is a classic potato chip flavor.
کرم ترش و چای چیویز یک طعم کلاسیک چیپس سیب زمینی است.
the chives in the garden are ready to be harvested.
چای چیویز در باغچه آماده برداشت هستند.
he garnished the grilled salmon with fresh chives.
او سالمون گریل شده را با چای چیویز تازه زیبایی بخشید.
you should add the chives at the very end of cooking.
شما باید چای چیویز را در پایان کامل طبخ اضافه کنید.
chives have a mild onion flavor that complements many dishes.
چای چیویز یک طعم چهارمی چغنی دارد که با بسیاری از غذاها همراه است.
i bought a bunch of organic chives from the market.
من یک دسته چای چیویز ارگانیک را از بازار خریدم.
she snipped the chives directly onto the salad using scissors.
او با قیچی چای چیویز را مستقیماً روی سالاد قطع کرد.
i sprinkled fresh chopped chives over the baked potato.
من چای چیویز تازه و خرد شده را روی سیب زمینی پеченه ریхتم.
she mixed cream cheese and chives for the bagel spread.
او کرم چیز و چای چیویز را برای پخش بیگم مخلوط کرد.
the soup recipe calls for a tablespoon of dried chives.
فرمول سوپ یک چایچه چای چیویز خشک را میخواهد.
we grow chives in a small pot on the balcony.
ما چای چیویز را در یک گلدان کوچک روی تراس کشت میکنیم.
please chop the chives finely for the omelet filling.
لطفاً چای چیویز را برای پرکردن تخم مرغ به خوبی خرد کنید.
sour cream and chives is a classic potato chip flavor.
کرم ترش و چای چیویز یک طعم کلاسیک چیپس سیب زمینی است.
the chives in the garden are ready to be harvested.
چای چیویز در باغچه آماده برداشت هستند.
he garnished the grilled salmon with fresh chives.
او سالمون گریل شده را با چای چیویز تازه زیبایی بخشید.
you should add the chives at the very end of cooking.
شما باید چای چیویز را در پایان کامل طبخ اضافه کنید.
chives have a mild onion flavor that complements many dishes.
چای چیویز یک طعم چهارمی چغنی دارد که با بسیاری از غذاها همراه است.
i bought a bunch of organic chives from the market.
من یک دسته چای چیویز ارگانیک را از بازار خریدم.
she snipped the chives directly onto the salad using scissors.
او با قیچی چای چیویز را مستقیماً روی سالاد قطع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید