big schnozs
بینیهای بزرگ
funny schnozs
بینیهای خندهدار
long schnozs
بینیهای بلند
cute schnozs
بینیهای بامزه
red schnozs
بینیهای قرمز
pointy schnozs
بینیهای نوک تیز
flat schnozs
بینیهای صاف
wide schnozs
بینیهای پهن
smelly schnozs
بینیهای بدبو
tiny schnozs
بینیهای کوچک
he has a big schnoz that makes him look funny.
او بینی بزرگی دارد که باعث می شود عجیب به نظر برسد.
she always jokes about her schnoz being the biggest in the family.
او همیشه درباره این شوخی می کند که بینی او بزرگترین بینی در خانواده است.
his schnoz is so prominent that it's hard to miss.
بینی او بسیار برجسته است که به سختی می توان آن را نادیده گرفت.
they say that schnozs run in their family.
می گویند که بینی در خانواده آنها رواج دارد.
when he laughs, his schnoz wiggles amusingly.
وقتی می خندد، بینی او به طور خنده داری تکان می خورد.
her schnoz was the first thing i noticed about her.
اولین چیزی که درباره او متوجه شدم بینی او بود.
he often complains that his schnoz gets cold in winter.
او اغلب شکایت می کند که بینی او در زمستان سرد می شود.
his schnoz is a family trait that everyone loves.
بینی او یک ویژگی خانوادگی است که همه آن را دوست دارند.
she uses makeup to contour her schnoz for a slimmer look.
او از آرایش برای لاغر نشان دادن بینی خود استفاده می کند.
he always jokes about his schnoz being a navigation tool.
او همیشه درباره این شوخی می کند که بینی او یک ابزار ناوبری است.
big schnozs
بینیهای بزرگ
funny schnozs
بینیهای خندهدار
long schnozs
بینیهای بلند
cute schnozs
بینیهای بامزه
red schnozs
بینیهای قرمز
pointy schnozs
بینیهای نوک تیز
flat schnozs
بینیهای صاف
wide schnozs
بینیهای پهن
smelly schnozs
بینیهای بدبو
tiny schnozs
بینیهای کوچک
he has a big schnoz that makes him look funny.
او بینی بزرگی دارد که باعث می شود عجیب به نظر برسد.
she always jokes about her schnoz being the biggest in the family.
او همیشه درباره این شوخی می کند که بینی او بزرگترین بینی در خانواده است.
his schnoz is so prominent that it's hard to miss.
بینی او بسیار برجسته است که به سختی می توان آن را نادیده گرفت.
they say that schnozs run in their family.
می گویند که بینی در خانواده آنها رواج دارد.
when he laughs, his schnoz wiggles amusingly.
وقتی می خندد، بینی او به طور خنده داری تکان می خورد.
her schnoz was the first thing i noticed about her.
اولین چیزی که درباره او متوجه شدم بینی او بود.
he often complains that his schnoz gets cold in winter.
او اغلب شکایت می کند که بینی او در زمستان سرد می شود.
his schnoz is a family trait that everyone loves.
بینی او یک ویژگی خانوادگی است که همه آن را دوست دارند.
she uses makeup to contour her schnoz for a slimmer look.
او از آرایش برای لاغر نشان دادن بینی خود استفاده می کند.
he always jokes about his schnoz being a navigation tool.
او همیشه درباره این شوخی می کند که بینی او یک ابزار ناوبری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید