| جمع | schols |
scholarly research
پژوهش علمی
scholarship winner
برنده بurs
scholastic achievement
دستاورد تحصیلی
scholar of note
دانشمند مشهور
scholarly article
مقاله علمی
scholarship program
برنامه بurs
scholastic record
سوابق تحصیلی
scholarly journal
مجله علمی
the teacher tried to maintain schol discipline during the field trip.
معلم سعی کرد در طول سفر آموزشی به انضباط آموزشی پایبند بماند.
regular attendance is a key factor in schol achievement.
حضور منظم یکی از عوامل کلیدی در دستیابی به موفقیت آموزشی است.
she graduated with high schol honors last summer.
او در تابستان گذشته با افتخار بالا در زمینه آموزشی فارغالتحصیل شد.
the schol calendar varies depending on the region.
تقویم آموزشی بسته به منطقه متفاوت است.
strong schol leadership is essential for improving student outcomes.
رهبری قوی در زمینه آموزشی برای بهبود نتایج دانشآموزی ضروری است.
he received a full schol to attend the university.
او یک بورسیه کامل برای حضور در دانشگاه دریافت کرد.
participation in schol activities helps students develop social skills.
شرکت در فعالیتهای آموزشی به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای اجتماعی خود را توسعه دهند.
the schol board approved the new curriculum yesterday.
هیئت اداره آموزشی روز گذشته برنامه درسی جدید را تأیید کرد.
access to quality schol supplies can affect learning.
دسترسی به تجهیزات آموزشی با کیفیت میتواند بر یادگیری تأثیر بگذارد.
her schol performance improved significantly after tutoring.
عملکرد آموزشی او پس از معلمریزی به طور قابل توجهی بهبود یافت.
parents play a vital role in the schol system.
والدین در سیستم آموزشی نقش حیاتی دارند.
balancing schol work and extracurriculars can be challenging.
تعادل بین کارهای آموزشی و فعالیتهای خارج از کلاس میتواند چالشبرانگیز باشد.
scholarly research
پژوهش علمی
scholarship winner
برنده بurs
scholastic achievement
دستاورد تحصیلی
scholar of note
دانشمند مشهور
scholarly article
مقاله علمی
scholarship program
برنامه بurs
scholastic record
سوابق تحصیلی
scholarly journal
مجله علمی
the teacher tried to maintain schol discipline during the field trip.
معلم سعی کرد در طول سفر آموزشی به انضباط آموزشی پایبند بماند.
regular attendance is a key factor in schol achievement.
حضور منظم یکی از عوامل کلیدی در دستیابی به موفقیت آموزشی است.
she graduated with high schol honors last summer.
او در تابستان گذشته با افتخار بالا در زمینه آموزشی فارغالتحصیل شد.
the schol calendar varies depending on the region.
تقویم آموزشی بسته به منطقه متفاوت است.
strong schol leadership is essential for improving student outcomes.
رهبری قوی در زمینه آموزشی برای بهبود نتایج دانشآموزی ضروری است.
he received a full schol to attend the university.
او یک بورسیه کامل برای حضور در دانشگاه دریافت کرد.
participation in schol activities helps students develop social skills.
شرکت در فعالیتهای آموزشی به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای اجتماعی خود را توسعه دهند.
the schol board approved the new curriculum yesterday.
هیئت اداره آموزشی روز گذشته برنامه درسی جدید را تأیید کرد.
access to quality schol supplies can affect learning.
دسترسی به تجهیزات آموزشی با کیفیت میتواند بر یادگیری تأثیر بگذارد.
her schol performance improved significantly after tutoring.
عملکرد آموزشی او پس از معلمریزی به طور قابل توجهی بهبود یافت.
parents play a vital role in the schol system.
والدین در سیستم آموزشی نقش حیاتی دارند.
balancing schol work and extracurriculars can be challenging.
تعادل بین کارهای آموزشی و فعالیتهای خارج از کلاس میتواند چالشبرانگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید