scintilla

[ایالات متحده]/sɪnˈtɪlə/
[بریتانیا]/sɪnˈtɪlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار بسیار کوچک یا به سختی قابل شناسایی؛ یک جرقه یا تابش؛ یک ذره یا رد کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

scintilla of hope

نقطه نواری امید

not a scintilla

هیچ ذره‌ای

scintilla of doubt

نقطه نواری تردید

scintilla of truth

نقطه نواری حقیقت

scintilla of light

نقطه نواری نور

scintilla of joy

نقطه نواری شادی

scintilla of genius

نقطه نواری نبوغ

scintilla of anger

نقطه نواری خشم

scintilla of energy

نقطه نواری انرژی

scintilla of inspiration

نقطه نواری الهام

جملات نمونه

there wasn't a scintilla of doubt in her mind.

هيچ ذره ترديدي در ذهن او وجود نداشت.

he showed a scintilla of interest in the project.

او ذره اي علاقه به پروژه نشان داد.

even a scintilla of hope can make a difference.

حتي ذره اي اميد مي تواند تفاوتي ايجاد کند.

she didn't have a scintilla of regret about her decision.

او هيچ ذره اي پشيماني در مورد تصميمش نداشت.

there was not a scintilla of evidence to support his claims.

هيچ ذره اي دليل برای تأييد ادعای او وجود نداشت.

he searched for a scintilla of truth in the story.

او به دنبال ذره اي حقیقت در داستان بود.

not a scintilla of light penetrated the darkness.

هيچ ذره اي نور به تاریکی نتابيد.

she felt a scintilla of joy when she received the news.

او هنگام دریافت خبر، ذره اي شادی احساس کرد.

his explanation lacked even a scintilla of clarity.

توضیحات او حتی ذره ای وضوح نداشت.

there was a scintilla of excitement in the air.

ذره اي هيجان در هوا وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید