scintillated

[ایالات متحده]/ˈsɪntɪleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsɪntɪleɪtɪd/

ترجمه

v. جرقه زدن یا درخشیدن؛ در مکالمه یا اجرا زنده یا درخشان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

scintillated stars

ستاره‌های درخشان

scintillated gems

سنگ‌های قیمتی درخشان

scintillated lights

چراغ‌های درخشان

scintillated dreams

رویاهای درخشان

scintillated moments

لحظات درخشان

scintillated thoughts

افکار درخشان

scintillated ideas

ایده‌های درخشان

scintillated skies

آسمان‌های درخشان

scintillated waters

آب‌های درخشان

scintillated spirits

روح‌های درخشان

جملات نمونه

the stars scintillated in the night sky.

ستارگان در آسمان شب می‌درخشیدند.

her eyes scintillated with excitement.

چشمانش با هیجان می‌درخشیدند.

the fireworks scintillated above the crowd.

مه‌نمای‌ها بالای جمعیت می‌درخشیدند.

the diamonds scintillated under the bright lights.

الماس‌ها زیر نورهای روشن می‌درخشیدند.

his wit scintillated during the conversation.

هوش و ذکاوت او در طول مکالمه می‌درخشید.

the ocean scintillated in the sunlight.

اقیانوس در نور خورشید می‌درخشید.

her laughter scintillated through the room.

خنده‌اش در سراسر اتاق می‌درخشید.

the city skyline scintillated at night.

خط افق شهر در شب می‌درخشید.

the crystal chandelier scintillated beautifully.

لوستر کریستال به زیبایی می‌درخشید.

the fireflies scintillated in the garden.

جغدهای شب‌تاب در باغ می‌درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید