| شکل سوم شخص مفرد | scollops |
| جمع | scollops |
| صفت یا فعل حال استمراری | scolloping |
| زمان گذشته | scolloped |
| قسمت سوم فعل | scolloped |
we decided to scollop the edges of the paper for a decorative touch.
ما تصمیم گرفتیم لبههای کاغذ را برای جلوهای تزئینی برشدار کنیم.
she loves to scollop her dresses to make them more stylish.
او عاشق برشدار کردن لباسهایش برای زیباتر کردن آنهاست.
he used a scollop design for the invitations to the party.
او از طرح برشدار برای دعوتنامههای مهمانی استفاده کرد.
the chef prepared a delicious dish featuring scollop pasta.
سرآشپز یک غذای خوشمزه با پاستای برشدار تهیه کرد.
they decided to scollop the edges of the cake for a unique appearance.
آنها تصمیم گرفتند لبههای کیک را برای ظاهری خاص برشدار کنند.
her artwork often includes scollop patterns to add depth.
اثر هنری او اغلب شامل الگوهای برشدار برای افزودن عمق است.
the designer chose to scollop the fabric for a more dynamic look.
طراح تصمیم گرفت پارچه را برای ظاهری پویاتر برشدار کند.
he demonstrated how to scollop the edges of the wood for a finished look.
او نحوه برشدار کردن لبههای چوب برای ظاهری تمیز و نهایی را نشان داد.
we can scollop the borders of the garden for a whimsical effect.
ما میتوانیم حاشیههای باغ را برای ایجاد جلوهای خیالانگیز برشدار کنیم.
the paper cutter can easily scollop the edges of multiple sheets at once.
دستگاه برش کاغذ میتواند به راحتی لبههای چندین ورقه را به طور همزمان برشدار کند.
we decided to scollop the edges of the paper for a decorative touch.
ما تصمیم گرفتیم لبههای کاغذ را برای جلوهای تزئینی برشدار کنیم.
she loves to scollop her dresses to make them more stylish.
او عاشق برشدار کردن لباسهایش برای زیباتر کردن آنهاست.
he used a scollop design for the invitations to the party.
او از طرح برشدار برای دعوتنامههای مهمانی استفاده کرد.
the chef prepared a delicious dish featuring scollop pasta.
سرآشپز یک غذای خوشمزه با پاستای برشدار تهیه کرد.
they decided to scollop the edges of the cake for a unique appearance.
آنها تصمیم گرفتند لبههای کیک را برای ظاهری خاص برشدار کنند.
her artwork often includes scollop patterns to add depth.
اثر هنری او اغلب شامل الگوهای برشدار برای افزودن عمق است.
the designer chose to scollop the fabric for a more dynamic look.
طراح تصمیم گرفت پارچه را برای ظاهری پویاتر برشدار کند.
he demonstrated how to scollop the edges of the wood for a finished look.
او نحوه برشدار کردن لبههای چوب برای ظاهری تمیز و نهایی را نشان داد.
we can scollop the borders of the garden for a whimsical effect.
ما میتوانیم حاشیههای باغ را برای ایجاد جلوهای خیالانگیز برشدار کنیم.
the paper cutter can easily scollop the edges of multiple sheets at once.
دستگاه برش کاغذ میتواند به راحتی لبههای چندین ورقه را به طور همزمان برشدار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید