scolloped

[ایالات متحده]/ˈskɒləpt/
[بریتانیا]/ˈskɑːləpt/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی scollop; در ظرفی به شکل صدف پختن

عبارات و ترکیب‌ها

scolloped edge

لبه موجدار

scolloped hem

حاشیه موجدار

scolloped design

طرح موجدار

scolloped pattern

الگو موجدار

scolloped trim

تزیینات موجدار

scolloped plate

صفحه موجدار

scolloped shell

صدف موجدار

scolloped edgework

کار روی لبه موجدار

scolloped cut

برش موجدار

scolloped lace

گیپور موجدار

جملات نمونه

she wore a beautiful scolloped dress to the party.

او یک لباس زیبا با حاشیه قوسی به مهمانی پوشید.

the table was adorned with scolloped edges for a decorative touch.

میز با لبه‌های قوسی برای جلوه‌ای تزئینی تزئین شده بود.

he ordered a scolloped potato dish for dinner.

او یک غذای سیب زمینی با حاشیه قوسی برای شام سفارش داد.

the curtains had a lovely scolloped design.

پرده‌ها دارای طرح قوسی دلپذیری بودند.

they chose a scolloped border for the wedding invitations.

آنها یک حاشیه قوسی برای دعوتنامه‌های عروسی انتخاب کردند.

the cake was decorated with scolloped frosting.

کیک با خمیر قوسی تزئین شده بود.

she loves the scolloped details on her new blouse.

او عاشق جزئیات قوسی روی بلوز جدیدش است.

his garden featured scolloped hedges for a unique look.

باغ او دارای حاشیه‌های قوسی برای ظاهری منحصر به فرد بود.

the scolloped edges of the paper added elegance to the craft project.

لبه‌های قوسی کاغذ ظرافت را به پروژه دستی اضافه کرد.

the designer showcased a collection of scolloped furniture.

طراح مجموعه‌ای از مبلمان قوسی را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید