scombroid

[ایالات متحده]/ˈskɒmbrɔɪd/
[بریتانیا]/ˈskɑːmbrɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه به ماهی‌های اسکومبروید
n. هر ماهی از خانواده Scombridae، شامل ماهی‌های مکرل و تن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

scombroid poisoning

مسمومیت اسكومبرا

scombroid fish

ماهی اسكومبرا

scombroid symptoms

علائم اسكومبرا

scombroid outbreak

شیوع اسكومبرا

scombroid risk

خطر اسكومبرا

scombroid illness

بیماری اسكومبرا

scombroid reaction

واکنش اسكومبرا

scombroid prevention

جلوگیری از اسكومبرا

scombroid treatment

درمان اسكومبرا

scombroid species

گونه‌های اسكومبرا

جملات نمونه

scombroid poisoning can occur from eating spoiled fish.

مسمومیت اسكومبرا می‌تواند در اثر خوردن ماهی فاسد شده رخ دهد.

symptoms of scombroid include flushing and headache.

علائم اسكومبرا شامل قرمزی و سردرد است.

it is important to properly store fish to avoid scombroid.

برای جلوگیری از اسكومبرا، نگهداری صحیح ماهی بسیار مهم است.

many people are unaware of the risks of scombroid fish.

بسیاری از افراد از خطرات ماهی اسكومبرا آگاه نیستند.

scombroid can be mistaken for an allergic reaction.

اسكومبرا می‌تواند با یک واکنش آلرژیک اشتباه گرفته شود.

cooking does not eliminate the risk of scombroid poisoning.

پختن خطر مسمومیت اسكومبرا را از بین نمی‌برد.

diagnosis of scombroid is often based on symptoms.

تشخیص اسكومبرا اغلب بر اساس علائم انجام می‌شود.

preventing scombroid involves proper fish handling.

جلوگیری از اسكومبرا شامل رسیدگی صحیح به ماهی می‌شود.

education about scombroid is essential for seafood consumers.

آموزش در مورد اسكومبرا برای مصرف‌کنندگان غذاهای دریایی ضروری است.

reports of scombroid cases have increased in recent years.

گزارش‌های مربوط به موارد اسكومبرا در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید