screenwriter

[ایالات متحده]/'skriːnraɪtə/
[بریتانیا]/'skrinraɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که فیلمنامه برای فیلم‌ها می‌نویسد

جملات نمونه

What's a screenwriter to do now that the Soviet Union's gone and the Cold War is a microwaved warmish mush?

حالا که شوروی سابق از بین رفته و جنگ سرد به یک خمیر گرم و داغ تبدیل شده است، یک فیلمنامه‌نویس باید چه کار کند؟

The screenwriter is working on a new script.

نویسنده فیلم‌نامه روی یک فیلم‌نامه جدید کار می‌کند.

The talented screenwriter won an award for Best Original Screenplay.

نویسنده فیلم‌نامه با استعداد برنده جایزه بهترین فیلم‌نامه اصلی شد.

The screenwriter collaborated with the director to bring the story to life.

نویسنده فیلم‌نامه با کارگردان همکاری کرد تا داستان را به واقعیت تبدیل کند.

The aspiring screenwriter attended a screenwriting workshop to improve their skills.

نویسنده فیلم‌نامه جوانی که به دنبال کسب تجربه بود، در یک کارگاه نویسندگی فیلم‌نامه شرکت کرد تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

The screenwriter revised the dialogue to make it more engaging.

نویسنده فیلم‌نامه دیالوگ‌ها را بازنویسی کرد تا جذاب‌تر شوند.

The screenwriter pitched their idea to the production company.

نویسنده فیلم‌نامه ایده خود را به شرکت تولید ارائه داد.

The successful screenwriter has written scripts for multiple blockbuster films.

نویسنده فیلم‌نامه موفق فیلم‌نامه‌هایی برای چندین فیلم پرفروش نوشته است.

The screenwriter is known for their ability to create complex and compelling characters.

نویسنده فیلم‌نامه به توانایی خود در خلق شخصیت‌های پیچیده و جذاب معروف است.

The screenwriter is currently adapting a novel into a screenplay.

نویسنده فیلم‌نامه در حال حاضر در حال اقتباس یک رمان به یک فیلم‌نامه است.

The screenwriter's work often explores themes of identity and redemption.

اثر نویسنده فیلم‌نامه اغلب مضامین هویت و رستگاری را بررسی می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Which I think should start with potty training, but I'm not a screenwriter.

به نظر من باید با آموزش دستشویی شروع شود، اگرچه من فیلمنامه نویس نیستم.

منبع: Young Sheldon - Season 2

" I don't think Kosann is a well-known screenwriter, " said one comment on Douyin.

"من فکر نمی کنم کوسان یک فیلمنامه نویس شناخته شده باشد،" یکی از نظرات در Douyin گفت.

منبع: Intermediate English short passage

Here is an example: Singer Barbra Streisand is a sometime screenwriter and director.

اینجا یک مثال وجود دارد: خواننده باربارا استرایسند گاهی اوقات فیلمنامه نویس و کارگردان است.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

Her parents were both Hollywood screenwriters, so she was born to it.

والدینش هر دو فیلمنامه نویس هالیوود بودند، بنابراین او برای آن متولد شده بود.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Well, screenwriter, slash bartender, slash, a month away from living in my car.

خب، فیلمنامه نویس،slash bartender،slash، یک ماه تا زندگی در ماشینم.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

When the screenwriter quit, he assumed the duties himself.

وقتی فیلمنامه نویس استعفا داد، خودش وظایف را بر عهده گرفت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Hollywood screenwriter David Levinson began the effort in 1999.

دیوید لوینسون، فیلمنامه نویس هالیوود، این تلاش را در سال 1999 آغاز کرد.

منبع: VOA Standard May 2015 Collection

I'm Dalton Trumbo, blacklisted screenwriter, wrote in a bathtub.

من دلتون ترامبو هستم، فیلمنامه نویس سیاه فهرست شده، در وان حمام نوشتم.

منبع: Modern Family - Season 08

Actors aren't the enemy, which a lot of screenwriters think.

بازیگران دشمن نیستند، که این چیزی است که بسیاری از فیلمنامه نویسان فکر می کنند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

" It's not sustainable and I'll never do that again, " the screenwriter said.

" این قابل تحمل نیست و من هرگز آن کار را دوباره انجام نمی دهم،" فیلمنامه نویس گفت.

منبع: VOA Special August 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید