scrolling

[ایالات متحده]/skrol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشی برای حرکت به بالا یا پایین یک صفحه، که باعث می‌شود صفحه به بالا یا پایین رول شود.

عبارات و ترکیب‌ها

scrolling speed

سرعت اسکرول

smooth scrolling

اسکرول روان

horizontal scrolling

اسکرول افقی

جملات نمونه

I enjoy scrolling through social media feeds.

من از مرور صفحات رسانه های اجتماعی لذت می برم.

She kept scrolling down the webpage to find the information she needed.

او به پایین صفحه وب نگاه می کرد تا اطلاعات مورد نیاز خود را پیدا کند.

Scrolling through endless options can be overwhelming when shopping online.

مرور گزینه های بی پایان می تواند هنگام خرید آنلاین طاقت فرسا باشد.

He was scrolling through his contacts to find her number.

او مخاطبین خود را برای پیدا کردن شماره تلفن او مرور می کرد.

The teacher was scrolling through the students' essays to grade them.

معلم مقالات دانش آموزان را برای نمره دادن به آنها مرور می کرد.

I find myself mindlessly scrolling through my phone when I'm bored.

وقتی حوصله ام سر می رود خودم را در حال مرور بی هدف گوشی تلفن همراه خود می بینم.

Scrolling back through old photos brings back so many memories.

بازگشت به عکس های قدیمی خاطرات زیادی را زنده می کند.

She was scrolling through the news app to stay updated on current events.

او برای اطلاع از آخرین اخبار، برنامه خبری را مرور می کرد.

I caught myself scrolling through social media instead of doing my work.

من خودم را در حال مرور رسانه های اجتماعی به جای انجام کارم متوجه شدم.

Scrolling through the comments section, he found some interesting discussions.

با مرور بخش نظرات، بحث های جالبی پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید