hair scrunchies
کشکتهای مو
scrunchies for hair
کشکتهای مو
wearing scrunchies
پوشیدن کشکتها
colorful scrunchies
کشکتهای رنگارنگ
silk scrunchies
کشکتهای پرز
scrunchies collection
مجموعه کشکتها
scrunchies set
مجموعه کشکتها
vintage scrunchies
کشکتهای گذشتهزمانی
fabric scrunchies
کشکتهای بافتی
scrunchies and bows
کشکتها و گردنبند
she bought a pack of velvet scrunchies to match her dress.
او یک بسته از گوشیکهای نرم چرمی را خرید تا با لباسش مطابق باشد.
he wore a black scrunchie around his wrist just in case.
او یک گوشیک سیاه را حول دستش گذاشت در صورت نیاز.
my hair tie snapped, so i borrowed a silk scrunchie.
گره کشی موی من شکست، بنابراین یک گوشیک از جنس پارچه چرمی را از دیگری قرض گرفتم.
silk scrunchies are gentler on your hair than regular elastics.
گوشیکهای چرمی نسبت به گره کشیهای معمولی میل خشکتری به مو شما دارند.
the 90s trend of wearing scrunchies has made a comeback.
رُوند 90s استفاده از گوشیکها دوباره محبوب شده است.
please don't lose the oversized scrunchie i lent you.
لطفاً گوشیک بزرگتری که به شما دادم را از دست ندهید.
she uses a satin scrunchie to prevent hair breakage while sleeping.
او یک گوشیک از جنس ساتن را برای جلوگیری از شکستن مو در حین خواب استفاده میکند.
you can easily make diy scrunchies from old fabric scraps.
شما میتوانید به راحتی گوشیکهای دیوایای را از باقی ماندههای پارچه قدیمی ساختهاید.
a neon scrunchie added a pop of color to her outfit.
یک گوشیک نئون رنگ به لباسش یک نمایش رنگی اضافه کرد.
there is a huge pile of scrunchies on her dresser.
در روی میز لباسش یک کупه بزرگی از گوشیکها وجود دارد.
he gave her a handmade scrunchie for her birthday.
او یک گوشیک دست ساز را به عنوان هدیه تولدش داد.
she tied her messy bun with a patterned scrunchie.
او گره موی خود را با یک گوشیک گوناگون محکم کرد.
hair scrunchies
کشکتهای مو
scrunchies for hair
کشکتهای مو
wearing scrunchies
پوشیدن کشکتها
colorful scrunchies
کشکتهای رنگارنگ
silk scrunchies
کشکتهای پرز
scrunchies collection
مجموعه کشکتها
scrunchies set
مجموعه کشکتها
vintage scrunchies
کشکتهای گذشتهزمانی
fabric scrunchies
کشکتهای بافتی
scrunchies and bows
کشکتها و گردنبند
she bought a pack of velvet scrunchies to match her dress.
او یک بسته از گوشیکهای نرم چرمی را خرید تا با لباسش مطابق باشد.
he wore a black scrunchie around his wrist just in case.
او یک گوشیک سیاه را حول دستش گذاشت در صورت نیاز.
my hair tie snapped, so i borrowed a silk scrunchie.
گره کشی موی من شکست، بنابراین یک گوشیک از جنس پارچه چرمی را از دیگری قرض گرفتم.
silk scrunchies are gentler on your hair than regular elastics.
گوشیکهای چرمی نسبت به گره کشیهای معمولی میل خشکتری به مو شما دارند.
the 90s trend of wearing scrunchies has made a comeback.
رُوند 90s استفاده از گوشیکها دوباره محبوب شده است.
please don't lose the oversized scrunchie i lent you.
لطفاً گوشیک بزرگتری که به شما دادم را از دست ندهید.
she uses a satin scrunchie to prevent hair breakage while sleeping.
او یک گوشیک از جنس ساتن را برای جلوگیری از شکستن مو در حین خواب استفاده میکند.
you can easily make diy scrunchies from old fabric scraps.
شما میتوانید به راحتی گوشیکهای دیوایای را از باقی ماندههای پارچه قدیمی ساختهاید.
a neon scrunchie added a pop of color to her outfit.
یک گوشیک نئون رنگ به لباسش یک نمایش رنگی اضافه کرد.
there is a huge pile of scrunchies on her dresser.
در روی میز لباسش یک کупه بزرگی از گوشیکها وجود دارد.
he gave her a handmade scrunchie for her birthday.
او یک گوشیک دست ساز را به عنوان هدیه تولدش داد.
she tied her messy bun with a patterned scrunchie.
او گره موی خود را با یک گوشیک گوناگون محکم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید